طرح این پدیده‌ی خارق العاده و خلاقه چیست؟

طرح این پدیده ی خارق العاده و خلاقه چیست؟
از نظر فرمالیست ها داستان عبارت است از توالی وقایع و طرح عبارت است از سازمان بخشی فراگیر به یک کنش ( داستان ) . گفتیم که روایت ( narrative ) در نظر فرمالیست ها از دو بخش عمده تشکیل شده است . ولی این دو بخش برای ساختارگراهایی مانند تودوروف به این دو واژه تبدیل شده اند ( story=history=داستان ) + ( طرح = discourse ) . و این نقطه ی اشتراک این دو تفکر است.
اما وظایفی که طرح در یک داستان به عهده می گیرد را شاید بتوان در سه بخش اساسی بیان کرد :
1-دست به گزینش می زند ( نقطه ی شروع داستان ، تقطیع ها ، پایان و ...) .
2-جابجایی زمانی ، مکانی و علی معلولی .
3- استفاده از فلاش بکها و فلاش فورواردها .
اگر روایت را داستانی بنیادین در نظر بگیریم ، این طرح است که با قیچی انتخابش وقایع را برش می دهد و در کنار هم قرار می دهد . برای مثال در یک داستان پلیسی کلاسیک با همان ساختار آشنا ،داستان و طرح اینگونه قابل شناسایی اند :
داستان :
1- نقشه ی قتل
2- اقدام به جنایت
3- کشف جنازه
طرح :
4- ورود کارآگاه
5- تحقیق کارآگاه در مورد جنایت
6- شناسایی قاتل
سوال بسیار عمده ای که در مورد طرح و داستان مطرح است اینکه این مفاهیم چه اصلی را در ما زنده نگه می دارند؟ در داستانهای کهن، متل ها و داستانهای عهد غار نشینی مخاطب به (بعد چه؟) می اندیشد، این روایت ها عموماً خالی از مفهوم طرح می باشند و این کنجکاوی مخاطب است که شنیدن ادامهء قصه را میسر می سازد. برای مثال در هزار و یک شب بیشتر از اینکه منطق روایت برایمان چالش برانگیز باشد، در پی همان(بعد چه؟) هستیم. همان وسوسه ای که شاه جهان را هزارو یک شب در تعلیق قرار می دهد. اما سوالی که در طرح با آن متوجه می شویم این است: ( چرا؟)، چرا این اتفاقات می افتند؟ برای توضیح بهتر این مسئله شاید بهتر باشد به همان مثال آشنا و قدیمی فورستر برگردیم. (شاه مُرد و ملکه مُرد) این یک داستان است، چون در آن هم یک وقوع داریم و هم اتفاقات توالی و زمانمندی دارند. اما چه وقت تبدیل به طرح می شود؟ لحظه ای که ما جواب سوال هایمان را می گیریم. ( شاه مُرد وپس از چندی ملکه از فرط اندوه در گذشت). زمانی که ما می گوییم یک داستان روایت خوبی دارد باید به این نکته توجه داشته باشیم که در واقع طرح یا پیرنگ خوبی دارد. رابرت اسکولزبرجسته ترین عنصری که تاریخ نگاره ها و سالنامه ها را از هنر روایت جدا می کند طرح می داند، یعنی نبود گزینش و حرکت. در سالنامه و کتاب تاریخی این فقدان گزینش است که به فقدان حرکت می انجامد و از اینجا می توان به اهمیت خارق العادهء طرح برای ایجاد دیگر عناصر داستانی به مانند(ریتم، تعلیق، اوج ...) پی برد . در واقع انتخاب یک طرح خوب است که می تواند به یک داستان خوب بینجامد.
نویسنده: آیت دولتشاه story-story.blogfa.com/post-40.aspx
منابع:
جنبه های رمان/ادوارد مورگان فورستر/ابراهیم یوسفی/ امیرکبیر
ساختمان داستان کوتاه و رمان/و.اشکلوفسکی/نظریه ادبیات/تزوتان تودوروف/عاطفه طاهایی/اختران
پیرنگ در روایت/رابرت اسکولز، رابرت کلوگ/روایت و ضد روایت/ امید نیک فرجام/ فارابی
داستان/سام اسماعیلی/روایت و ضد روایت/ منصور براهیمی/ فارابی
روایت/جی.هیلیس میلر/منصور براهیمی/روایت و ضد روایت/فارابی
نظریه رمان/جورج لوکاچ/حسن مرتضوی/ نشر قصه