📚خون. 📂پرونده‌ی رمان سرخ سفید ✒نوشته‌ی مهدی یزدانی خرم. مهمان: حنانه سلطانی

📚خون
📂پرونده‌ی رمان سرخ سفید ✒نوشته‌ی مهدی یزدانی خرم
@matikandastan

دبیر مهمان: حنانه سلطانی
کیوکوشین‌کای سی‌و‌سه‌ساله برای گرفتن کمربند مشکی باید با پانزده حریف مبارزه کند. در هر مبارزه، خونی بر زمینه‌ی سفیدِ لباسش نقش می‌بندد. لباس پر می‌شود از قطره‌های خون و همین سرخ‌ها بر زمینه‌ی سفیدند که سرخِ سفید را می‌سازند. انگار خونی از دی‌ماه ۵۸ و آدم‌هایش بر لباس سفید کیوکوشین‌کای سی‌وسه‌ساله می‌پاشد. روح گلوله‌ا‌ی سربی از کنارش رد می‌شود و توی دیوار سیمانی باشگاه می‌نشیند. گلوله‌ای که در جمعه‌ای در اوایل دی ۱۳۵۸ از کلت یک افراطی ضدانقلاب شلیک می‌شود به سمت یک پاسدار تازه‌داماد. گلوله‌ای که از بد حادثه از شیشه‌ی مشجری می‌گذرد و پیراهن کتان مریم بابایی را پاره می‌کند و قلب را می‌شکافد. لباس کیوکوشین‌کای سی‌وسه‌ساله گله‌به‌گله خونی می‌شود. راوی رمان در جایی می‌گوید خون وراثتیِ این چنینی خاصیتی عجیب دارد... تأثیرش را در جاها و لحظه‌هایی می‌گذارد که صاحب خون تصورش را هم نمی‌کند.
گفت‌وگو با مهدی یزدانی خرم به همراه پنج یادداشت در تحلیل رمان، حاصل این پرونده است. نیلوفر انسان و مسعود کبگانیان، از منظر رویکرد شالوده‌شکنانه‌ی تاریخی «هایدن وایت» به بررسی رمان پرداخته‌اند. داوود آتش‌بیک برای فهم سرخ سفید نگاهی به نقاشی‌های پیتر بروگل را لازم می‌داند. مهدی فیاضی‌کیا از فقدان امید، تعدد شخصیت‌ها و خرده‌پیرنگ در رمان نوشته است و میلاد حسینی صحبت از آن جوشی به میان آورده که می‌ترکد و چرکی که زمان را به سال ۵۸ می‌برد. گفت‌وگویی مفصل با نویسنده پایان‌بخش پرونده است. گفت‌وگویی که در آن یزدانی خرم از قدرتِ مطلقِ نویسنده در کارگردانی صحنه‌ها و روایتها می‌گوید و معتقد است: «یکی از دلایلی که برخی از داستان‌نویسان ما نمی‌توانند رمان بلند بنویسند، این است که قدرت را فراموش کرده‌اند، قدرت نویسنده را موقع نوشتن.» این شما و این پرونده‌ی رمان سرخ سفید.
http://51na.net/case/پرونده‌ی-رمان-سرخ-سفید-نوشته‌ی-مهدی-ی/