روح چگوارا: (رو به سالوادور آلنده) تو اولین مارکسیست دنیا هستی که از راه صلح آمیز و بدون خونریزی قدرت را به دست گرفته‌ای

روح چگوارا : ( رو به سالوادور آلنده) تو اولین مارکسیست دنیا هستی که از راه صلح آمیز و بدون خونریزی قدرت را به دست گرفته ای. سادگی پیروزی تو به نظر من باور نکردنی می آید. من سلاح به دست برای قدرت مبارزه می کردم و داو این مبارزه همیشه زندگی من بود. در سال پنجاه و چهار در گواتمالا می جنگیدم. ما را در هم شکستند. در سال پنجاه و شش همراه فيدل در کوباه بودم. می دانی که من گذشته از سرباز، پزشک هم بودم و همیشه یک کوله پشتی سنگین پر از دارو روی دوشم می کشیدم. یک روز در گیر و دار نبرد، یکی از شورشی ها یک جعبه پر از فشنگ جلو پای من انداخت و فرار کرد!جنگ هنوز جریان داشت و سربازان به فشنگ احتیاج داشتند. من نمی توانستم هم فشنگ را با خود حمل کنم و همه دارو ها را. باید انتخاب می کردم. آن وقت برای اولین بار این سوال برایم پیش آمد : " من که هستم؟ پزشک یا سرباز؟ "

نمایشنامه گفت و گوی ناتمام / واسیلی چیچکوف / آبتین گلکار