کتاب تازه از بانوی نویسنده‌ای که با سرطان می‌جنگد.. هفده سال است درگیرم

@matikandastan
📚دو کتاب تازه از بانوی نویسنده ای که با سرطان می جنگد

ژیلا تقی زاده: این دفعه بار پنجم بود که به سرطان مبتلا شدم. هفده سال است درگیرم. این دفعه تومور قدِ یک نقطه بود توی اسکن و عکس ها. برای همین اسم رمانم را گذاشتم «به اندازه ی یک نقطه».
دیگر دوستان قدیمی شده ایم من و این بدخیم لاکردار. ولی برایم برکت هم داشته. هربار آمد طوفانی توی زندگی ام به پا کرد و رفت. بعد من به دنیا به چشم جدیدی نگاه کردم و کاری نو شروع کردم یا هنری جدید یاد گرفتم. اگر قابل بوده باشد.
آخرین نقاشی ام در نمایشگاه تابستان بود. گمان می کردم آن آخرین نقاشی است که می کشم و این آخرین داستان است که می نویسم.
من حتی یک بار برای چند دقیقه از دنیا رفتم...یک دالان نورانی بود لیز خوردم.سبک شدم.دیگر درد نداشتم. نگران کسی نبودم. ولی یه دفعه افتادم توی جسم خودم درست وقتی که همه داشتند دورم گریه می کردند. باورشان نمی شد. یک دفعه همه شان گفتند برگشت. برگشت به زندگی. اشک و شکرگزاری در هم شد.
ولی چقدر دنیای مرگ عجیب بود. نورانی. زیبا. باورنکردنی.
دکترها چندان امیدی نداشتند. ولی خب من آماده نبودم برای رفتن. به خداوند گفته بودم همین را.
حتی نمی دانستم به آخر این رمان می رسم یا نه. ولی روز به روز و ساعت به ساعت و لحظه به لحظه نوشتمش.۲۲۲ روز مبارزه ی سخت و نفس گیر خودم را با این بدخیم. به این امید که به دیگران راه و رسم این نبرد را گفته باشم.

◀رمان «برگ و باد در دومین طبقه ی پلاک ۳۸» داستان زنانی است که از خودمان هستند. به آنها دروغ گفته می شود. عاشق شان می شوند. درک شان می کنند و یا جوانی شان مثل برگ و باد از دست می رود. اما کم نمی آورند آن هم با استفاده از ابزار های اکنونی و نه به گونه ای اساطیری. جوانی و خامی را در جستجوی حقیقت می گذرانند و خود را در روزمرگی گم می کنند. وقتی نشانه های دروغین زندگی بیش از حد انتظار می شود، وقتش فرا می رسد که با پختگی و میانسالی باز به دنبال گوهر حقیقت بروند.
@matikandastan