📚 داستان‌نویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکان‌داستان را به شیفتگان فرهنگِ ایران‌زمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکان‌داستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani


قفقازی (نمایشنامه در دو پرده). ✒ویکتور مژرکو. ✏آبتین گلکار

📚انتشارات هرمس. یکی از نشانه‌های تمایل نمایشنامه نویسان معاصر روس به بررسی مشکلات روز جامعه در قالب هنر، روی آوردن آنان به موضوع حاد و مهمی مانند وقایع چچن است. رولت قفقازی، اثر ویکتور مژرکو، نمایش نامه و فیلم نامه نویس روس به همین موضوع می‌پردازد. حاد بودن خود موضوع اثر در عالم واقع، به نویسنده امکان می‌دهد موقعیت‌های بسیار حادی بیافریند که هم در متن نمایش نامه و هم روی صحنه بسیار کار سازند و خواننده و بیننده را برجای خود میخکوب می‌کنند. دو زن روس در کوپه‌ی قطاری که از قفقاز رهسپار نقاط دورافتاده‌ی روسیه است، با هم روبرو می‌شوند: یک زن مسن که پسرش زخمی و اسیر چریکهای چچن است. و زنی جوان که تک تیراندازی از دار و دسته‌ی همان چچن هاست …نویسنده با مهارت فراوان روند آشنایی این دو زن و ارزیابی آنان از یکدیگر را در برابر ما به تصویر می‌کشد و در همان حال استادانه جنبه‌ی ماجرایی و پلیسی اثر را نیز پر تنش می‌کند …. ...
  • گزارش تخلف

✒گاهی ایده‌ها سر زا می‌میرند/ ٢.. 📜چند توصیه‌ی نویسندگی دیگر از هوشنگ مرادی کرمانی

✏شخصیت‌ها چطور خلق می‌شوند؟ خودتان می‌سازیدشان؟ برایشان شناسنامه دارید یا اینکه اصلا نمی‌دانید چطور می‌آیند و می‌روند؟. ✒نمی‌توانم بگویم. همه‌جور هستند. گاهی نمونه‌های بیرونی دارند و گاهی از چند نمونه بیرونی و مقداری تخیل ساخته می‌شوند؛ مثلا اگر شخصیتی ده گرم باشد، دو گرم از همسایه، چهار گرم از زندگی خودم و چهار گرم خیالی ساخته می‌شود!. ✏این واقعیت دارد که شخصیت‌ها خودشان را تحمیل می‌کنند؟. ✒تحمیل نمی‌کنند. مثل هل دادن ماشین است. ...
  • گزارش تخلف

«گفتم که، اصلا متوجه بود و نبودم نشده‌ای. علتش هم این است که توجهاتت ضعیف است، حضرت آقا!

چندبار اسم مرا در روزنامه‌های پرتیراژ دیده‌ای؟ تا حالا گزارش بازداشت صدها نفر را به دست پلیس حیفا در روز انفجار میدان تره‌بار در میدان حناطیر -پاریس فعلی- نخوانده‌ای؟ هر عربی که در پایین شهر حیفا ول می‌گشت دستگیر شد، چه سواره چه پیاده. روزنامه‌ها اسم آدم‌های محترمی را که اشتباهی دستگیر شده بودند چاپ کردند و یادشان نرفت بگویند دیگرانی هم بودند که دستگیر شدند. من هم همان دیگرانم دیگر.». وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوش‌بدبین | رمان خارجى | امیل حبیبى | احسان موسوى خلخالى | نشرنون | ...
  • گزارش تخلف

________. من تنها بودم.. 🍃

حتما وقتی خبر مرگم را می‌شنید گریه می‌کرد و ماه‌ها زندگی اش طوری می‌شد که برایش لذتی نداشت. اما با همۀ این‌ها این من بودم که می‌مردم نه او. به یاد چشم‌های قشنگ و مهربانش افتادم. وقتی به من نگاه می‌کرد چیزی از او به من سرایت می‌کرد. اما می‌دانستم حالا دیگر این چیزها تمام شده است. اگر حالا به من نگاه می‌کرد نگاهش در چشمش می‌ماند و به من نمی‌رسید. من تنها بودم. دیوار؛ ژان پل سارتر؛ برگردان پارسی عباس پژمان. ...
  • گزارش تخلف

🔶کردارشناسی اهریمن در پادشاهی جمشید.. 🔷آرش اکبری مفاخر

کردارشناسی اهریمن به بررسی رفتارهای اهریمن برای نابودی اهورامزدا و آفرینش نیک او، به ویژه انسان، می‌پردازد. یکی از این دوره‌های دشمنی اهریمن با اهوراییان، پادشاهی جمشید است. در این دوره، دیوان با به آسمان بردن جمشید زمینه گمراه کردن او را توسط اهریمن فراهم می‌کنند. اهریمن با فریب جمشید، او را به سوی خوارشماری خداوند، دروغ گویی و دیوسرشتی می‌کشاند. نتیجه این کردار اهریمن، گریختن خرد و فره از جمشید و پیوستن آن به گاو برمایه، نماد زمینی مرغ وارغنه است. فره جمشید با شیرگاو و خرد او با نماد گرز گاوسر به فریدون می‌پیوندد. هدف اهریمن و ضحاک از کشتن گاو، رسیدن به خرد و فره است که به ناکامی می‌انجامد. فرستادگان اهریمن با برقراری پیوند زناشویی با جمشید و خواهرش، آفریده‌های اهریمنی را گسترش می‌دهند. کردارهای اهریمن و ضحاک در پایان، به مرگ نمادین درختی جمشید و دوزخی شدن روان او می‌انجامد … (نشریه):. ...
  • گزارش تخلف

در حاشیه/. طنزنویس شهرستانی به بهانه حمایت از نویسندگان!

✒آقای حسن محمودی در یادداشتی با عنوان «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را» به صدا و سیما انتقاد کرده که چرا به نویسندگان و ادبیات داستانی بها نمی‌دهد. با کلیات حرفهای ایشان همسوییم و سپاسگزارشان هستیم اما قضیه، وقتی آقای محمودی پای مصداقها را با ادبیاتی تحقیرآمیز به میان می‌کشند، صورت دیگری پیدا می‌کند. ایشان انتقاد کرده که چرا احسان علیخانی «یک دوره گرد» را به عنوان نویسنده دعوت کرده و برایش آرزوی دریافت جایزه نوبل هم داشته است!. باید خدمت جناب محمودی عرض کنیم که آقای سبحان عبداللهی، همان پیرمردی که شما به شکلی تحقیرآمیز او را «یک دوره گرد» خوانده‌اید، دوره گرد نیست؛ کشاورزی است که ذوق ادبی دارد و با وجود تحصیلات پایین، مطالبی نوشته است و به هزینه خودش چاپ کرده و حتا پیش از حضور در برنامه احسان علیخانی، با بساط کردن کتابش آن را به چاپ چندم رسانده است. تحقیر این کشاورز ساده دل خراسانی (اهل روستایی از توابع تربت حیدریه) از سوی کسی که ادعای نویسندگی و روزنامه نگاری و فعالیت ادبی دارد، واقعن مایه تاسف است!. راستی، جناب محمودی، می‌دانستید این پیرمرد همان کسی است که در سالهای [احی ...
  • گزارش تخلف