📚 داستان‌نویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکان‌داستان را به شیفتگان فرهنگِ ایران‌زمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکان‌داستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani


قاسم کشکولی: ◀ دو رمان در دست نوشتار دارم، و یک مجموعه داستان/ مقاله. ◀آسیب تا دلت بخواهد

اما آنچه که بر همه چیز، بر سانسور، بر تنگ نظری‌ها، بر محدودیت‌ها، بر نبود آزادی، بر فقدان اقتصاد در بازار نوشتن، بر پخش نامناسب، بر … فائق می‌آید نوشتن بی وقفه و مدام است. نوشتن، نوشتن، نوشتن …
  • گزارش تخلف

طباطبایی: ◀داستان بلند «یک تجربه شخصی» را تمام کرده‌ام. ◀داستان باید خوانده و نقد شود

نویسنده را نقد حرفه‌ای و نظر خواننده‌های معمولی، رشد می‌دهد.. ◀مطالعه مستمر و استمرار در نوشتن تنها وقتی ثمر می‌دهد که داستان‌های نوشته شده، خوانده و بررسی شوند. ◀تعداد داستان کوتاه نویسان، بیشتر از تعداد داستان کوتاه خوانان است. ◀نمیدانم مهم‌ترین آسیب چیست. من راستش خودم را خیلی نویسنده نمی‌دانم، من بیشتر داستان خوانم تا داستان نویس. من از راننده تاکسی‌ها و فروشنده‌های زیادی پرسیدم رضا امیرخانی یا مصطفی مستور را می‌شناسند. هیچ کدام نمی‌شناختند. ورزشکاران، بازیگران، خواننده‌ها را می‌شناسند، حتی کارگردان‌های سریال‌های تلوزیونی را … اما نویسنده‌های همان سریال‌های محبوب را کسی نمی‌شناسد. کسی کتاب نمی‌خواند، همه سرها توی گوشی است! ...
  • گزارش تخلف

ماتیکان داستان/.. کوتاه در باره‌ی عباس نعلبندیان عزیز -.. ◀آقای عزیز

سعید تشکری: خواندن و هرچه تا این لحظه‌ی زندگی را خوانده‌ای و دانستن به اضافه من نویسنده. این ذات شما آقای عباس نعلبندیان نمایشنامه نویس و داستان نویس بوده و هست! بله میگویم هستید! چون هنوز تا کشف من داستانی شما نویسنده فقید راه بسیار درازی داریم. ادبیات بینامتنی و استفاده از داننده‌ای به نام نویسنده از آنچه میدانید به اضافه قهرمانی که خلق میکند در هرچه نوشته‌اید از شما چهره‌ای ماندگار و نامکشوف ساخته-شما زنده‌اید! شما پسرک روزنامه فروش و فرزند طلاق که کودکی تان در دکه‌ی روزنامه فروشی گذشت و تا ورود به کارگاه نمایش و -بعد خاموشی و خودکشی! اکنون داستان‌های شما آقا- توسط کسانی -فقط کسانی که ادبیات را می‌فهمند - دست به دست میچرخد و چون نفس عمیق ادبی مارا خوش می‌آید! می‌کیفد-چرا چون در غزل غم ناکتان بر خواننده سایه نمی‌اندازید! کشاف من نویسنده و خواننده‌اید و باید هر باره کشف شوید. ...
  • گزارش تخلف

علیرضا غلامی: ۱ - فقط کتاب می‌خوانم. این چند ماه کلی کتاب خوب ایرانی و خارجی درآمده

چه لذتی بهتر از این که در این روزهای خلوت تکیه بدهید یا دراز بکشید و این همه کتاب و مقاله‌ی خوب بخوانید؟ عزیز نسین ‌خواندم (همین روزها چهار کتاب تازه ازش درآمده)، مقالات انتقادی مارسل پروست می‌خوانم (ضد سنت بوو تازه درآمده)، شکاف‌های جامعه‌ی ایرانی خواندم (درباره‌ی تعارض بین مردم و حاکمیت است سر قانون و اینکه قانون در این مملکت پشم است)، نمایشنامه‌های تام استاپارد از نشر ماهی را خواندم (قصه‌ی نسلی از انقلابیون دوره‌ی تزار روسیه). از رمان‌های ایرانی هم دارم رمان‌های حسین سناپور و حمید بابایی و مهدی یزدانی‌خرم و مهدی افشارنیک را می‌خوانم. مال مصطفی مستور را خواندم. همین‌طور داستان‌های محمود دولت‌آبادی را. این دو تای آخر … بگذریم. مشکل؟ معضل؟ آسیب؟ ...
  • گزارش تخلف

علی خدایی: ◀از میان شیشه از میان مه در نشر چشمه تجدید چاپ میشود

و یک کتاب که بعد از عید به ناشر تحویل میدهم که مجموعه‌ای از نوشته‌های نزدیک به داستانم است. ◀برای پرداختن به مهمترین آسیب، می‌توان روی خیلی از کارها دست گذاشت. من کم شدن جسارت در نوشتن و نداشتن استمرار در نوشتن را از آسیب‌ها میدانم. ...
  • گزارش تخلف

یزدانی خرم: ◀مشغول چند کار هستم. نام اولین کتاب الهیات لیبرال و ادبیات ایران خواهد بود …

◀به‌ترین‌ها هم اعتقادی ندارم … مجمل بگویم یکی از نارسایی‌های ادبیات ما حقد و کینه و نفرت برخی نویسنده گان نسل نو از هم است و این که برخی شان آرزوی نابودی همدیگر را دارند … تنبلی بسیاری از همین نویسنده گان در خواندن و نوشتن نیز کم تاثیر ندارد بر این نگاه … در بخش دیگر سانسور است و ناآگاهی ما از اقتصاد نشر … هرچند به ادبیات ایران کاملن اعتقاد دارم و ایمان که همیشه این حاشیه‌ها بوده‌اند اما باید کمتر شوند … در این ادبیات بسیاری از آدم‌ها در آتش دیده نشدن می‌سوزند و دیگران را مقصر می‌دانند و حاضر نیستند باور کنند شاید کاستی از خودشان هم بوده … البته این وضع عمدتن شامل بخشی از ادبیات ماست …. انجمن ماتیکان داستان. داستان نویسان. مدیر کانال ...
  • گزارش تخلف

علی پور گسکری [درباره سهل گیری و روزمرگی موجود در سطح اتفاق‌های داستان و در سطح فکری که پشت داستانهای امروزی است] گفت: خواننده‌ای

به نظر من فکر و اندیشه جوهر رمان است و با زبان و چگونه گفتن روایت رمان ارتباط مستقیم دارد. مگر میشود رمان اندیشه نداشته باشد و تخت و سرراست، بدون درگیر کردن ذهن خواننده و تنها با چند تعلیق ساختگی، جلو برود؟ این سهل گیری‌ها با ماهیت رمان در تناقض است … (منبع: ویژه نامه نوروزی ماهنامه زنان امروز؛ از گفت و گوی مژده دقیقی با بهناز علی پور گسکری). انجمن ماتیکان داستان. داستان نویسان. مدیر کانال ...
  • گزارش تخلف

احمد ابوالفتحی: من از دیروز مشغول خواندن سرخ سفید مهدی یزدانی خرم هستم که پیشنهاد می‌دم از دستش ندید

تداوم من منچسر یونایتد را دوست دارم از منظر رویکرد با این تفاوت که یک شخصیت مرکزی آنارشی روایی منچستر را زدوده از این رمان. من آن آنارشی را دوست داشتم ولی به گمانم این محوریت سرخ سفید را سهل‌خوان‌تر کرده. روایت‌هایی شگفت از تاریخ معاصر ایران در این رمان انتظارتان را می‌کشد. تهرانی تیره در سال پنجاه و هشت. علاوه بر آن باید رمان گود از مهدی افشارنیک را هم معرفی کنم که با رویکردی هوشمندانه و انتقادی نسبت به تاریخ معاصر با محوریت بازار تهران به روایت ایران از چهل و دو تا هشتاد و هشتاد می‌پردازد. صحنه‌هایی خیره کننده در این رمان خواهید دید. از جمله آن هنگام که روسری دورگردن نورا، دختر عضو سازمان مجاهدان خلق گره می‌خورد و از جمله در لحظه‌ی فتح خرمشهر و از جمله آن هنگام که سقف بازارچه می‌ریزد در روزی از روزهای هشتاد و هشت. ...
  • گزارش تخلف