📚 داستان‌نویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکان‌داستان را به شیفتگان فرهنگِ ایران‌زمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکان‌داستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani


✏️✏️✏️ ویژه‌ی سال‌مرگ ساعدی.. فرهاد خاکیان دهکردی: امروز سالمرگ دکتر غلامحسین ساعدی است

نویسنده‌ای که فکر می‌کنم همیشه وقت نوشتن بر قطاری پر سر و صدا سوار بود و جهان داستان هایش همه در شتاب عبور از هر تصویر است که جان می‌گیرند. هولناک است، هم خواندن داستان‌های ساعدی و هم خواندن سرگذشتش، هراس را عین دانه‌های نبات که در استکان چای تلخی حل شوند، توی رگ و پی بدنت حل می‌کند، کافی است مثلا از داستان هایش تکه‌ای عزاداران بیل بخوانی. از داستان‌های ترس و لرز اما هیچ وقت چیزی نخوان! که اگر بخوانی تا ابد لغت ترس برایت رختی پاره به تن می‌کند که هم اغواگر است و هم خانمان سوز. داستان‌های ساعدی تو را عاشق ترسیدن می‌کنند. خودت قضاوت کن! کسی که عاشق ترس بشود دیوانه نیست؟. از فرانسه از خیابان‌های معروفش از همه متنفر خواهی شد. ساعدی جایی گفته بود که حس می‌کند اتاق دو در دواش توی پاریس را همین که پالتواش را از تن در می‌آورد، باید بپوشد. ...
  • گزارش تخلف

و اینک شماره‌ی چهارم ماهنامه‌ی شهر کتاب

چند شماره‌ای است که بخشی در این مجله ذیل عنوان پنج فرمان چاپ می‌شود که به معرفی کتاب می‌پردازد. قبلا هم از زبان خود دبیر این بخش فلسفه‌ی انتخاب این نام و مانفیست آن را نقل کرده بودم که فکر کنم الان هم ضرری نداشته باشد بازگویی اش. " رانگاناتان، کتابدار هندی، پنج قانون وضع کرده بود درباره‌ی یک کتابخانه‌ی آرمانی: یکم: کتاب برای استفاده است. دوم: هر خواننده‌ای کتابش. سوم: هر کتابی خواننده‌اش. چهارم: در وقت خواننده صرفه جویی کنید. پنجم: کتابخانه موجودی زنده و پویاست. حالا می‌شود قوانین کتابدار هندی را مصادره به مطلوب کرد برای چند صفحه‌ای از مجله‌ی شهر کتاب که قرار است در آن‌ها کتاب معرفی کنیم و به اخبار نشر و کتاب بپردازیم و باز کتاب معرفی کنیم. پنج فرمان خطاب به خودمان: یکم: کتاب محترم است. ...
  • گزارش تخلف

حکایت مسافری که چمدان هایش را باز نکرد/مد و مه. در پاریس هستم. شهر خودکشی و ملال

شهر فاحشه‌ها و دلال‌ها. جان آدم را به لب می‌رساند. مطلقا جایی نمی‌روم و ابدا نیز حوصله ندارم از همه چیز نگرانم میزان گریه‌هایی که در کوچه‌های تاریک و زیر درخت‌ها کرده‌ام اندازه ندارد… من در یک اتاق دو متر در دو متر زندگی می‌کنم. اندازه سلول اوین. هر وقت وارد اطاقم می‌شوم احساس می‌کنم به جای پالتو اطاق پوشیده‌ام… تمام شب‌ها را تقریبا می‌نویسم و صبح‌ها افقی می‌شوم و بعد کابوس‌های رنگی می‌بینم. تازگی علاوه بر هیکل‌های عجیب و غریب، توده‌ای‌ها و سگ‌های پاریس هم در خواب من ظاهر می‌شوند…. این چنین زندگی کردن برای من بدتر از سال‌هایی بود که در سلول انفرادی بسر برده‌ام… از همه بریده‌ام در خانه‌ای که مثلا مردگی می‌کنم، مدام با نفرت دست به گریبانم فکر می‌کنی، چندین خروار به من توهین شده است؟». غلامحسین ساعدی ...
  • گزارش تخلف

هایی از رمان «هستی». نوشته: فرهاد حسن زاده.. بابا دایی جمشید را دوست نداشت

همیشه پشت سرش حرف می‌زد و غرغر می‌کرد. تو دلم گفتم: کاشکی دایی جمشید از توی آینه‌اش ما را می‌دید و سوار می‌کرد و می‌برد خانه. بعد جواب خودم را دادم: دلت خوشه. اصلا مگر موتور دایی جمشید آینه داشت؟ آینه که نداشت، هیچ؛ بیشتر موقع‌ها یک جعبة بزرگ چوبی می‌گذاشت ترک موتورش. جعبه‌ای که توش پر از کیک یا باقلوا بود. شغلش همین بود. بردن کیک و باقلوا برای سینماها و دکه‌ها و مغازه‌های آبمیوه فروشی. گرسنه‌ام بود و دلم برای خوردن یکی از آن باقلواهای دارچینی لک زده بود. ...
  • گزارش تخلف

تحویلش نگرفتم. من که از آشنایی با او خوشبخت نبودم. دست آقای خوشبختیان تو هوا ماسید و جا خورد

رویم را چرخاندم طرف خیابان و دنبال دایی جمشید گشتم. می‌دانستم دایی نیست. می‌دانستم تیز گازش را گرفته و رسیده خانه‌شان. ولی همین‌طوری الکی دوست داشتم یک کاری بکنم. راننده که خیلی خیط شده بود، دست از سئوال‌هایش کشید و رادیو را روشن کرد. بابا دوباره شد میرزا غرغرو و نالید: آدم نمی‌دونه به فکر نونشون باشه یا به فکر جونشون. پیر شدم از دست ائی یه علف بچه. ...
  • گزارش تخلف

پینه دوز و شاه عباس (دکتر محمدحسین یزدی) - قسمت چهارم

نگاه درویش به سفره گسترده‌ای در وسط اتاق افتاد که بسیار کامل‌تر از سفره دیشب بود. درویش کشکولش را طوری در کنار لباده درویشی اش گذاشت که غذای داخل آن دیده نشود. پینه دوز بچه‌ها را صدا زد و گفت: غذا آماده است. همه بسم الله گویان دور سفره نشستند و از چلومرغ، میوه و شربت و سبزی خوردن و چند رقم ترشی که همین امروز خریداری شده بود نوش جان کردند. همه کاملا سیر شدند. پینه دوز خدای را شکر کرد. درویش گفت: گویا شاه امروز امر کرده بود که پینه دوزی ممنوع است چه کار کردی؟ پینه دوز گفت: درویش دیشب به تو گفتم که روزی رسان خداست نه شاه عباس. امروز که جارچی اعلام کرد پینه دوزی ممنوع است من از خدای رزاق خواستم رزق ما را برساند. ...
  • گزارش تخلف

۱۲ مرد خشمگین

(به انگلیسی: ۱۲ Angry Men) که به اشتباه با نام «۱۲ مرد خشن» نیز شناخته شده است فیلمی درام محصول سال ۱۹۵۷ آمریکاست که براساس داستانی تلویزیونی به همین نام نوشته رجینالد روز و به کارگردانی سیدنی لومت ساخته شده‌است. داستان دربارهٔ هیئت منصفه دادگاهی متشکل از دوازده نفر است که بایستی درباره گناهکار بودن یا بی‌گناهی جوانی به حکم قتل تصمیم‌گیری کنند. فیلم به دلیل اینکه تنها از یک لوکیشن در بیشتر طول و دوازده بازیگر اصلی استفاده کرده‌است مورد توجه می‌باشد. در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان در سایت معتبر IMDB این فیلم در رتبه ۸ قرار دارد. همچنین شخصیت مثبت این فیلم (تصمیم گیرنده شماره ۸) در لیست پنجاه قهرمان برتر تاریخ سینما در بنیاد فیلم امریکا (AFI)، در رتبه ۲۸ قرار دارد …ایده نمایشنامه رجینالد رز، بارها در فیلم‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت. معروف‌ترین ریمیک این فیلم، نسخه ۱۹۹۷ با همین نام است که آن هم توسط مترو گلدوین مایر منتشر شد. این فیلم هم در کسب جوایز موفق بود و هم در نظر عموم؛ و در کل ریمیک خوبی محسوب می‌شود. فیلم هندی «در انتظار تصمیمگیری» (به هندی: Ek Ruka Hua Faisla) و ف ...
  • گزارش تخلف

کتاب روایت داستانی: بوطیقای معاصر. اثر شلومیت ریمون کنان و ترجمه ابوالفضل حری، نشر نیلوفر

این کتاب ۲۵۳ صفحه دارد و در آن، از رخدادها، اشخاص، زمان، شخصیت‌پردازی، کانونی شدگی، سطوح و صداها، بازنمایی گفتار و متن و قرائن متن سخن گفته شده است. این کتاب به شیوه‌ای روان و تقریبا قابل فهم ترجمه شده است؛ البته ریمون کنان برای توضیح مسایل مختلف، از نظریات نیز بهره گرفته است؛ برای مثال در مبحث کانونی شدگی، نظریه ژنت را شرح و تفسیر می‌کند و در مبحث اشخاص، از نظریات پراپ، گرماس، چتمن، فورستر و … نام می‌برد و به گونه‌ای مقایسه و تحلیل دست می‌زند. این کتاب، یک اثر بسیارخوب برای کسب اطلاعات درباره‌ی روایت و عناصر آن است؛ البته برای درک مطالب ان، نیاز است که خواننده اطلاعات اولیه درباره‌ی روایت و نظریه‌ها داشته باشد و گرنه فهم مطلب فقط از طریق این اثر، دشوار خواهد بود …نسرین قاسمی ...
  • گزارش تخلف