📢سهراب ترکی که به ایران آمد

📢سهرابِ تُرکی که به ایران آمد
@matikandastan

مهدی یزدانی خُرم: پاموک برای من چیزی ست فراتر از یک داستان نویس خواستنی... روح روایت است و استاد حذف پلات و فروریزاندن ساختار دراماتیک سنتی... «مو قرمز» را عاشقانه ویرایش کردم. رمانی که آماده سازی اش کمی طول کشید در نشر چشمه...شروع رمان با سه نقل قول است که یکی شان شاهکار و البته کلید خواندن رمان است. بیتی از فردوسی «پدر بی پسر چون پسر بی پدر/ که بیگانه او را نگیرد به بر»...رمان بازخوانی درخشانی ست از قصه ی رستم و سهراب در ترکیب با ادیپوس شهریار سوفوکل...رمان روایت پسری ست نوجوان در دهه ی هشتاد ترکیه، پسر پدری چپ که طعم زندان چشیده و حال با زنی دیگر زنده گی می کند و او برای مخارج کنکور ناچار به کار است...وردست یک مقنی پیر می شود که می خواهد برای مردی چاه بکند در بیابان های اطراف استانبول...و این تازه آغاز آشنایی این پسر است با زنی سرخ مو که بازیگر سیار است و فتان و یکی از نقش های اش زاری ست در نقش تهمینه بر جنازه ی سهراب در یک تئاتر سیار...رمان تا امروز پیش می آید و رابطه ی خاصی می سازد بین بی پدری، بی پسری و البته عقیم بودن...قهرمان رمان دیوانه ی داستان سهراب است و حتا به تهران می آید و در سفری کاری در کتاب فروشی های انقلاب و کاخ گلستان در جست و جوی ردی ست از شاهنامه های خاص... پاموک یکی از درخشان ترین بازخوانی های مدرن اش را انجام می دهد و البته عکس عمده ی رمان های اش شاهد ضربه ای مهلک هستیم در پایان... «مو قرمز» پیشنهادی ست برای درک یک رمان بزرگ...
@matikandastan