📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
چرایی وجود ادبیات عامه پسند در جوامع.. فتح الله بی نیاز
چرایی وجود ادبيات عامه پسند در جوامع
فتح الله بی نیاز
بیشتر خواننذگان ا بیات جدی داستانی کتابخوانی را با آثار نویسندگان قرن نوزده و قبل از آن، مانند والتر اسکات ، الکساندر دوما و ویکتور هوگو ت و یا نویسندگان قرن بیستمی همچون دافنه دو موریه و دانیل استیل و جان گریشام شروع کردند و به مرور به خواندن آثار ساده ای در حوزه ادبیات جدی روی آوردند؛ برای نمونه آثاری از جخوف ، بالزاک ، تورگنیف ،کالدول ، همینگوی و دیگران .
اگر در آغاز کار به این افراد کتاب هایی از کنراد یا ناباکف و فاکنر پیشنهاد کتد ، ممکن است به علت عدم ارتباط با متن به کلی از ادبیات داستانی فاصله بگیرند.
بنابراین این ادبیات عامه پسند خواننده ساز است ؛ و خواندن آثار عامه پسند به خودی خود ضعف نیست . ضعف زمانی نمود می یابد که خواننده از نظر فکری نعالی نیابد و در جا بزند- یا به زبان دقیق تر از زمانه عقب بماند. به همان شکل که چنین خوانندگانی از امکانات و مناسبات مدرنیستی و نیز اسباب و ابزار مدرن استفاده می کنند، برای همگامی با تاریخ ناگزیرند که از ادبیات جدی روز - مدرنیستی – غافل نشوند. این امر دو سویه است . اگر نویسنده عامه پسند نویس نتواند متن ها ی خود را ارتقا دهد و به آنها معنا ی عمیقی ببخشد و از تکنیک های نو بهره بگیرید، به مرور القاگر نوعی ارتجاع فکری خواهد شد.
تفکر ، تغییر تفکر، حرکت درونی و بازتاب بیرونی تفکر، انگیزه های عینی و ذهنی پیدایش، رشد و تحول تفکر از مولفه های بارز مدرنیته و جهان داستانی مدرنیستی است. برای رسیدن به چنین جایگاهی، استفاده از تکنیک های موجود و بدعت در نوع روایت و کاربست تکنیک های تجربه نشده، و استفاده از عنصر زبان در بهینه ترین شکلش، جزو لاینفک ادبیات مدرنیستی شده است. تمام اینها در تقابل و تضاد با ادبیات عامه پسند است که از نظر فکری هیچ چیز به خواننده ارائه نمی دهد و از نظر تکنیک دچار سطح گرایی مطلق است و فقط سرگرم کردن خواننده را در نظر دارد. نویسنده نوقلمی که می خواهد از این میانه مایگی و ابتذال دور بماند – بدون این که متنی خسته کننده را پیش روی خواننده بگذارد؟ ابزار داستان نویس های متن های عامه پسند شناخته شده و کلیشه ای اند و نویسنده نوقلم یا عامه پسندنویسی که می خواهد رشد کند، چاره ای ندارد مگر اینکه ازآنها فاصله بگیرد.
اما ابزار و شيوه كار نويسندگان عامه پسند: خواننده ادبيات جدى كم و بيش به تفكر واداشته مىشود و در همان حال از داستان هم لذت مىبرد. درحالیکه ادبيات عامه پسند، چند ساعتى او را «سرگرم» مىكند. اين سرگرمى به دليل خصلتهاى عمومى اين نوع ادبيات است كه عبارتند از:
1) به وجود آوردن تصادفهاى [باورناپذير] براى حل معضل شخصيتهاى داستان؛ مثلاً رسيدن به يك ارث ناگهانى يا جانبدارى فلان فرد خودخواه از شخصيت اصلى داستان.
2) سانتیمانتاليسم يا احساسات گرايى (Sentimentalism)؛ تحريك و تهييج احساسات سطحى خواننده، جلب ترحم او نسبت به شخصيت مورد نظر نويسنده. براى نمونه فلان شخصيت داستانى در وضعيتى نيست كه ديگر شخصيتهاى داستانى و نيز خواننده را دستخوش هيجان و عواطف كند، اما نويسنده بدون توجه به اين موضوع و بدون زمينه سازى قبلى و تمهيدات روانى كافى میخواهد دست به »تحريك« احساسات او بزند. همين تمايل و عمل نويسنده، نوشته او را سانتىمانتاليستى مىكند؛ واژهاى كه به هيچوجه مترادف با لطيف يا شاعرانه نيست. مثلاً دوشيزه فتنه به محض ديدن موهاى آشفته كامبيزِ خوش قيافه سرش را با غمگينى مىچرخاند، گوشه شالش را مىپيچاند و در همان حالكه آه هاى سوزناك سر مىدهد، با سرى كج شده به نقطه اى زل میزند و لبهايش را گاز مىگيرد تا اشكش سرازير نشود. اين نوع نوشته ها بيشتر براى دخترها و پسرهاى «دلرفته» جالباند، آنهم فقط در بعضى موقعيتها. هيچكس ارزش احساس و عشق را كم نمیگيرد، اما برساختن حالتهاى روحى متناسب با عشق، با تصاويرى شبيه مثال فوق، فقط سطح پردازى است؛ يعنى امرى كه ژرفساخت عاطفى و روانى كافى ندارد. گاهى پرداختن به سطح كنشهاى شخصيتهاى داستانى بد نيست، اما چنين چيزى نبايد به گرايش غالب تبديل شود. در داستان عامه پسند نويسنده از مايه هاى رمانتسيسم استفاده نمیكند، بلكه خود را مقيد به كليشه هاى منسوخ مىكند. بنابراين موضوع به شيوه تحريك احساسات خواننده برمیگردد وگرنه داستانهايى مثل «وداع با اسلحه» و «تصوير ژنى» عاشقانه اند، اما نشانى از سانتىمانتاليسم در آنها نيست.
3) اختصاص كل روايت به محور عاشقانه يا عاطفى شخصيتها؛ شخصيتهايى كه يا خوبِ خوباند يا بدِ بد و معمولاً هم پيچيده نيستند.
4) مطرح كردن بعضى از مسائل و رويدادهاى روزمره، از حرفهاى حاشيهاى بازیكنان فوتبال گرفته تا اختلافات زنها و شوهرهايى كه منجر به قتل يكى به دست ديگرى مىشود.