📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
آنچه میخوانید بخشی از رمان جدید مژگان امیری، شاعر و داستان نویس، است که در اختیار انجمن ماتیکان داستان قرار داده است، به امید انتش
آنچه میخوانید بخشی از رمان جدید مژگان امیری، شاعر و داستان نویس، است که در اختیار انجمن ماتیکان داستان قرار داده است، به امید انتشارش:
تو عادت داشتی با دیدن حتی یک تکه ابر در آسمان چتر کیفی ات را برداری. از خیس شدن و باران بدت می آمد, از گل آلودی برف هم بدت می آمد, گرمای تابستان را هم دوست نداشتی, گیجی فروردین و غافلگیری او ناراحتت می کرد, فقط دو سه ماه پراکنده بود که غر نمی زدی. تو عادت داشتی وقتی با هم قدم می زدیم و باران می گرفت چترت را روی سرت مرتب می کردی و می گفتی خودت را یکجوری جا بده و من همیشه یادآوری می کردم باران را دوست دارم. می بینی ما دو آدم زیر یک سقف هستیم اما هر کدام سیاره ی خودمان را داریم در دو جهت مخالف. فقط نمی دانم چرا ادامه می دهیم؟!
مژگان امیری؛ از رمان "پسمانده های یک تصویر"
کانال انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan