📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
استعارهها در دنیای نوح. تراژدی جنگ و انسان معاصر. هادی تقیزاده
استعارهها در دنیای نوح
تراژدی جنگ و انسان معاصر
هادی تقیزاده
رمان روضهی نوح در حاشیهی ادبیات جنگ قرار گرفته است. نگاه ویژهی محمودی او را در حاشیهی این ژانر جای داده. رمان روضهی نوح با جادویی منتشر که در سراسر متن توزیع شده بهسختی تلاش میکند تصوری عینی از سوژهی خود ارائه کند. البته این تلاش با سانتیمانتالیسم رایج در ادبیات جنگی یا دفاع مقدس که سبقهای طولانی دارد توفیر میکند. محمودی بر آن است از این راه به باورپذیری عناصر رمان یاری رساند. او با بهرهبرداری از این تصور عینی ابژهاش را از دیار نون میسازد. داستان با نوح غایب آغاز میشود، کسی که بهدنبال سر بریدهی پسرعمویش به جبهه میرود. سر پسرعمو استعارهای از سر بریدهی سیدالشهدا (ع) است که به شام یغما رفت و نوح بهدنبال این سر میگردد، سری که نماد آزادیخواهی و ایثار است. هزار شب این سر در خوابها میگردد و از خوابی به خواب دیگر میرود. هزار عددی نمادین است که بر بسیاری دلالت دارد. انگار در زمان سفر میکند تا یادآوری کند و حقیقت در چشمان این سر بریده نهفته است که هرکس بهزعم خود تفسیرش میکند.@dastanirani
ایهام رمان از جایی آغاز میشود که هستی داستان به کوششی برای بازیابی حقیقت بدل میشود. و هرچه پیش میرود، این سعی استعاریتر میشود و به آنجایی میرسد که در سراسر هستی منتشر میشود. حقیقت در نفس زندگی نهفته است. در دندانهای سفید شهیدی نهفته که در خاک و باران و آفتاب کشته شده اما هنوز زنده است. این یکی از جاندارترین توصیفات رمان است. محمودی میخواهد به هبوط آدم ابوالبشر عروجی معنایی ببخشد، عروجی که سویهاش بهنفع زندگی است. اما در میانهی راه بازمیماند، چراکه حقیقت نه کمالی دستیافتنی دارد نه از گسترش بازمیایستد. برای رسیدن به آن، عمر نوح میخواهد و صبر ایوب. غیاب آموزندهتر از حضور است. غیاب حوزهی تأویل را فراختر میکند. قدرتی که در غیاب نهفته در حضور وجود ندارد. میگویند سلطان محمود غزنوی با سواران و پیلان بسیار قصد بغداد خلیفه را میکند. نامهای گسیل میکند به هشدار که: میآیم و خاک بغداد را به پای پیلان میروبم. در پاسخ خلیفه مینویسد: الم. (الف ـ لام ـ میم). در این پاسخ چه نهفته که محمود را پابند غزنه میکند؟ غیاب سرشار از سخنان ناگفته است. ذبحکننده حضوری دستمالیشده است. تأویلی از لشکر ابابیل است که از حقیقت کعبه دفاع میکنند. این همان قدرتی است که در اپیستمهی زبان نهفته است و از هر پیلی تواناتر است. محمودی از این توانایی صورتبندیشدهی زبانی به خلق حماسهای نوین دست میزند، حماسهای که بهدشواری از مرگ عبور میکند و در فضایی آخرزمانی به حیات خود ادامه میدهد. بدیهی است نوح هیچگاه سر پسرعمو را نمییابد یا اگر بیابد، شکل معوجی از آن است. اما آن سر مادام در خوابهای اهالی دیار نون میگردد و همچون پیامبری رؤیاها را به تسخیر خود درمیآورد. و همانطور که یونگ میگوید: رؤیا کاشف حقیقت است. این حقیقت که بر بستری از واقعیتها میتپد محمودی را بر آن داشته به ژانر رئالیسم جادویی نزدیک شود و روضهی نوح را بنویسد.http://51na.net/2015/06/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1/