ا به نشر و مخاطبان معرفی کنند

ا به نشر و مخاطبان معرفی کنند. تا همین چند سال پیش در کلاس‌های ادبیات خلاقه و آموزش داستان‌نویسی نقد و نظریه ادبی را به سخره می‌گرفتند و بر بی‌اثری نقد ادبی گواهی می‌دادند. می‌گفتند نظریه به درد ادبیات نمی‌خورد، این‌ها همه پساداستان است و ما مجهز به نظریه‌ای پیشاداستانی هستیم که ظرف مدتی محدود «ذهن‌های نامخدوش» را به «درخششی ابدی» وامی‌داریم. ادبیات داستانی ایران به‌خصوص در دوران دولت قبل به شور مرگ (تاناتوس) دچار آمده بود و هیجاناتی که بروز می‌یافت با توصیفاتی شباهت داشت که فروید در حال بیماران رو‌به‌موت مطالعه می‌کرد. تاناتوس ادبی در قدم نخست، جای «پرفروش»ها (best sellers) و «دیرفروش»ها (long sellers) را عوض کرد. این اتفاق در آن زمان امیدبخش بود و در نظر بسیاری علامت بهبودی به شمار می‌آمد. کارشناسی کتاب، منزلت جدید‌التأسیسی به میدان آمده بود که فنون پرفروش‌سازی مطبوعات را در عرصه بازار نشر محک می‌زد و در موفقیت‌های اولیه‌اش جای تردیدی نبود. خاصه آن‌که مطبوعات مجالی برای جولان نداشتند. در ادامه، مشکل به صورت حرفه‌ای‌شدن و حرفه‌ای‌کردن ادبیات مطرح شد. از این‌رو، برخلاف دوره‌های قبل ادبیات نباید عملی روشنفکرانه به‌حساب آید، از منویات این دوران تازه یکی هم این بود که ادبیات باید هرچه‌سریع‌تر حرفه‌ای شود. به‌تلویح چنین می‌نمود که از این پس هیچ نویسنده، شاعر یا مترجمی حق ندارد در اموری خارج از ادبیات اظهارنظر کند. هم‌اینک نیز شاهدیم که چنین قلم‌به‌دستی مستوجب تنبیه و مشمول فرایند طرد به‌شمار می‌آید. کار به همین جا ختم نشد، درست در هنگامه‌ای که مخاطبان از خواندن آثار ادبی وطنی صرف‌نظر می‌کردند، مشکل قلب ماهیت یافت و گناه به گردن «ترجمه» افتاد. گزاره‌های خاموش و صامت این موضع‌گیری در ظاهر اقناع، درصدد بود تا به اطلاع برساند که اگر ما را نمی‌خوانند به دلیل آن است که زیاد ترجمه می‌کنیم. به بیان بهتر، تنی چند از نویسندگان و اهالی قلم همان سیاستی را پیش گرفته بودند که چند سال قبل‌تر عزت‌الله ضرغامی در دوران تصدی صدا‌و‌سیما پیش گرفته بودند: کاهش پخش برنامه‌های خارجی و تکیه بر تولید داخلی. در ایستگاه آخر باز هم سؤال تغییر‌شکل‌ یافته است: «آیا باید ادبیات ایران خواند؟» این پرسش از سایر پرسش‌ها اهمیت بیشتری دارد. زیرا دست آخر «باید» ظهور پیدا کرده است. قرار بر این بود که ادبیات عرصه توانستن‌ها باشد و از استعمال «باید»ها و «نباید»ها در آن پرهیز شود. علی‌الاصول پرسش «باید»ها و «نباید»ها ایدئولوژیک است و «نباید» با ادبیات ایدئولوژیک برخورد کرد. برای این‌که دریابیم این «باید» نوظهور از کجا آمده است، تعبیر آدورنو سخت به‌کار می‌آید. اهل ادب به «باید»گویی متوسل شده‌اند، زیرا نمی‌خواهند از «توانستن» حرفی بزنند. روشن‌تر آن‌که، ادبیات را ناتوان کرده‌اند و از آنجا ناتوانی به بیان درنمی‌آید، کتاب‌ها نیابتا ناتوانی خود را با شرمساری ابراز می‌دارند.
آنچه به محاق رفته است ربط زیادی به جمع جبری آثار ادبی منتشر‌شده در یک سال یا یک دهه ندارد. کتاب‌های ادبیات ما فقط کتاب هستند و نیروی خود را از دست داده‌اند. نمی‌توانند بر نیروهای مهارکننده حقیقی و نمادین فائق آیند. اثر ادبی شیوه‌ای از زندگی است که نیازی به آسیب‌شناسی ندارد. بین ادبیات و شیوه زندگی نسبت مستقیمی برقرار است. از این منظر ادبیات، چیزی به‌جز «سلامت» بیان‌شده نیست. منظور از «سلامت» این نیست که متن‌ها باید «انرژی مثبت» از خود صادر کنند و به «نقاط قوت» بپردازند. اتفاقا آثار ادبی سرشار از شخصیت‌ها، ماجراها و نگره‌هایی است که بر سلامت شکننده نوع آدمی انگشت می‌گذارند. ژیل دلوز «سلامت» را با الهام از نیچه، «سلامتی بزرگ» می‌داند. سلامتی بزرگ عبارت از آن است که شیوه حیات، در ادبیات آن‌قدر توانمند و چابک است که از محدوده تن فرا می‌رود. حتی ممکن است تن را از پا بیندازد. ادبیات با مرگ، آسیب و بیماری شناسایی نمی‌شود. به این ترتیب، اوضاع وخیم مکتوبات و منتشرشده‌ها تقدیر ادبیات را رقم نمی‌زند. نمی‌توان با بیان رویدادهای زندگی خصوصی یا تقلید لهجه حاشیه‌نشینان جامعه به واحدی موسوم به ادبیات دست یافت. با تشبث به رویاها و هذیان‌های عارض بر افراد نیز چیزی به اسم ادبیات شکل نمی‌گیرد. و دست آخر، ادبیات بیان هویت نیست. بسیاری از آثار داستانی ایران از هویت و هویت‌یابی سخن می‌گویند. کار به جایی رسیده است که شهرها و حتی نام شهرها عامل انسجام آثار ادبی به‌شمار می‌آیند. برخی از گردانندگان کارگاه‌های ادبیات خلاقه به شهرهای دور و نزدیک سفر می‌کنند تا مگر استعداد تازه‌ای کشف کنند. از دل همین روحیه است که تلاش برای جهانی‌شدن، رویایی است که بسیاری در سر می‌پرورانند. با ترجمه این آثار به زبان‌های دیگر ادبیات جهانی نمی‌شود. ادبیات جهانی در لحظه خلق‌شدنش و حتی پیش از آن ‌که خلق شود، جهانی است. در نتیجه با اطلاع‌رسانی اعلام خبر