کار داستان، خدشه‌دارکردن امر عادت‌شده است. علی شروقی

کار داستان، خدشه‌دارکردن امر عادت‌شده است
علي شروقي
محمد کشاورز نویسنده‌ای است که پیش از انتشار سومین و تازه‌ترین مجموعه داستانش، «روباه شنی»، که اخیرا از طرف نشر چشمه منتشر شده، با هردو کتابش، مجموعه داستان‌های «پایکوبی» و «بلبل حلبی»، توجه منتقدان ادبی را به خود جلب کرد، چنان‌که هم اولین کتابش، «پایکوبی»، جایزه‌ای برایش به ارمغان آورد و هم کتاب دومش، «بلبل حلبی»، برنده جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات و جایزه ادبی اصفهان شد. کشاورز حالا با سومین مجموعه داستانش، «روباه شنی»، نشان داده است که همچنان نویسنده‌ای چیره‌دست و قابل اعتنا در داستان کوتاه است. نویسنده‌ای که نه به روالِ جریانِ غالب در داستان‌نویسی سال‌های اخیر ایران روایتگر و درواقع گزارشگر زندگی روزمره، بلکه کاشف موقعیت‌هایی غریب و ناآشنا از دل زندگی روزمره است و یا خلق‌کننده لحظه‌هایی در این زندگی که وجه عادی، پذیرفته، و تثبیت‌شده امر روزمره را، به قول خودش، خدشه‌دار می‌کنند. کشاورز، چنان‌که در گفت‌وگوی پیشِ‌رو خواهید خواند کار داستان را خدشه وارد‌کردن در امر عادت‌شده و ایجاد آشوب در امر تثبیت‌شده می‌داند. در داستان‌های او در مجموعه «روباه شنی» همواره عاملی هست که با ورود به ساحت زندگی روزمره، نظم تثبیت و عادت‌شده آن را بر هم می‌زند. این عامل، گاه وجهی رندانه و سرخوشانه و بازیگوشانه دارد و گاه وجهی هراسناک و گاهی هم هر دو را با هم، به نحوی که هراس از دل شوخی و شوخی از دل هراس بیرون می‌آید. اهمیت طنز و رندی در داستان‌های او زمانی بیشتر آشکار می‌شود که نگاهی بیندازیم به بسیاری از داستان‌های نوشته و منتشرشده در این سال‌ها که یا واقعیتی را با نگاهی عبوس به قصه بدل می‌کنند و یا از آن‌ور بام می‌افتند و طنز را به ورطه لودگی و خوشمزگی می‌کشانند. در داستان‌های کشاورز اما طنز، فاصله خود را از لودگی نگاه داشته و هرگز به این ورطه سقوط نکرده است. طنز داستان‌های او از نگاه رندانه به واقعیت و نظمی که واقعیت را ساماندهی می‌کند برمی‌آید و به همین دلیل عمق واقعیت را چنان می‌شکافد که از دل این طنز، امری ترسناک بیرون می‌جهد. مثل قصه «روز متفاوت» که در آن پیک‌نیک خانواده به گرفتارشدن‌شان در محاصره سگ‌های وحشی میزبان می‌انجامد. درمجموع می‌توان گفت که مجموعه داستان «روباه شنی»، ما را با نویسنده‌ای روبه‌رو می‌کند که در داستان‌هایش، اغلب، مضمونی متفاوت با مضمون‌های تکراری و عادی و عادت‌شده در داستان‌نویسی سال‌های اخیر را دستمایه نوشتن قرار می‌دهد و ویژگی دیگرِ داستان‌های او که در داستان‌های ایرانی نوشته‌شده در سال‌های اخیر کم به چشم می‌خورد، نثری است پخته و واجد ظریف‌کاری‌هایی که در عین اینکه خود را به رخ نمی‌کشند بر غنای داستان‌ها می‌افزایند. «روباه شنی»، مجموعه‌ای است شامل ٩ داستان به نام‌های: «روز متفاوت»، «پرنده‌باز»، «گلدان آبی، میخک‌های سفید»، «آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن»، «زمینِ بازی»، «هشتِ شب. میدان آرژانتین»، «راه‌رفتن روی آب»، «غار را روشن کن» و «روباه شنی». کشاورز این روزها در حال آماده‌کردن مجموعه داستانی به نام «ثانیه به ثانیه» است. رمانی هم دارد که به گفته خودش هنوز راضی‌اش نکرده تا آن را برای ناشر بفرستد؛ و علاوه بر اینها قرار است کتابی هم درباره داستان منتشر کند؛ کتابی که به گفته خودش در گفت‌وگوی پیشِ‌رو، در آن «چیزی از اصول داستان و داستان‌نویسی نگفته» بلکه در این کتاب «درباره وجوهی از داستان، از منظر تجربه سال‌ها نوشتن» سخن گفته است. گفت‌وگو با محمد کشاورز را درباره مجموعه داستان «روباه شنی» می‌خوانید. گفت‌وگویی که البته بخشی از آن نیز درباره داستان‌نویسی این سال‌های ایران است و ارزیابی محمد کشاورز، به عنوان نویسنده‌ای که به گفته خودش داستان‌های ایرانی سال‌های اخیر را دنبال می‌کند، از وضعیت داستان‌نویسی ایران در این سال‌ها. کشاورز گرچه از وضعیت داستان‌نویسی به‌کل ناامید نیست اما می‌گوید این سال‌ها در داستان‌نویسی «کارهایی شده است اما نه در حد ادعاها.» و «هنوز کسی صادقی و گلشیری را نتوانسته پشت‌سر بگذارد.».