درگیر آن است، او را که حساس و زودرنج است می‌آزارد. «می‌بینی، کار من ساخته است!

درگیر آن است، او را که حساس و زودرنج است می‌آزارد. گونه‌ای ناامیدی و احساس بیهودگی نیز در شخصیت ورتر دیده می‌شود که شاید قرار گرفتن آن در کنار عشق نافرجامش او را به سمت خودکشی سوق می‌دهد. «می‌بینی، کار من ساخته است! من بیشتر از این تاب نمی‌آورم. امروز پیش او نشسته بودم و او پیانو می‌زد... آن هم با همه تمنای جان... اشک در چشم‌هایم جوشید. خم شدم و آن حلقه ازدواجش به چشمم خورد. اشک‌هایم سرریز کرد. » (ص300( جالب است که در دوران پیری گوته، شارلوت بوف (معشوق پيشين ) به دیدار گوته می‌آید و با وجود رنجش‌های دوره جوانی‌اش در باب انتشار کتاب، از اینکه الگوی قهرماناش گوته قرار گرفته است، اظهار شادمانی می‌کند. حضور شارلوت پیر در شهر گوته سر و صدایی به پا می‌کند که شارلوته آن را در نامه‌ای به پسرش شرح می‌دهد؛ شرحی دردناک که دل خواننده را به درد مي‌آورد. » من با پیرمردی آشنا شدم که اگر نمی‌دانستم گوته است و حتی اگر هم مي‌دانستم، هیچ تأثیر خوشایندی بر من نداشت.» (ص 300)
رنج‌های ورتر جوان را می‌توان از جنبه‌های مختلف بررسی کرد. جنبه‌های سبکی، زبانی، اجتماعی، روانشناختی، مذهبی )در داستان می‌توان اعتقادات مذهبی ورتر را پی گرفت و نیز اشاره‌هایی که به مذهب دارد ) و حتی سیاسی. درواقع این داستان صرفا یک شرح عاشقانه سوزناک نیست و سویه‌های گوناگونی دارد که غور در آنها نیاز به پژوهش و کاوش بسیار دارد. بررسی شخصیت ورتر خود نیاز به زمان بسیار دارد. همچنین لوته، آلبرت و دیگر کسانی که ورتر در نامه‌هایش راجع به آنان سخن می‌گوید.
سخن آخر اینکه رنج‌های ورتر جوان از کتاب‌های برجسته‌ای است که خواندن آن شور و احساس خاصی را برمی‌انگیزد. جالب است که با وجود جهانی بودن رنج‌های ورتر جوان، این کتاب در ایران آن‌چنان که باید قدر ندیده است. کتاب گویای دل نازک و عاشق‌پیشه گوته است که بدون در نظر گرفتن مناسبات موجود عاشق مي‌شود. مطالعه کتاب دیدگاه‌های جالبی راجع به روزگار دوران جوانی گوته به خواننده می‌دهد و چشم‌اندازهای مختلفی در برابر او می‌گشاید. حس

https://telegram.me/matikandastan
انجمن ماتیکان داستان