📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
📢داستان زندگی گونتر گراس: تاریخ جمهوری فدرال آلمان. پردهبرداری از لکهی ننگ آن هم بعد از شصت سال؟
📢داستان زندگی گونتر گراس: تاریخ جمهوری فدرال آلمان
@matikandastan
◀گونتر گراس در سال ۲۰۰۶، قبل از پخش کتاب «پوست کندن پیاز» (اتوبیوگرافی خودش)، در مصاحبهای مطبوعاتی برای اولین بار به عضویتش در یگان ویژهی جوانان هیتلری در نیروی اساس، آن هم وقتی که هفده سالش بود، اعتراف کرد و جامعهی آلمان شوکه شد. پردهبرداری از لکهی ننگ آن هم بعد از شصت سال؟ شکاف بزرگ میان او و مردم آلمان از همانجا آغاز شد.
حالا کاشف به عمل آمده بود کسی که سرسختانه منتقد رونالد ریگان و هلموت کوهل بود دامنش آلوده است. ابراز پشیمانی و شرمساری گراس فایدهای نداشت؛ چه اینکه با گرایش سیاسی چپ و ضدنازیسم سالیان سال بر صراحت لهجه اصرار داشت و حالا با این اعتراف خودش را در معرض تضادی بزرگ قرار داد. چنین اعتراف هولناکی چیزی نمیتوانست باشد مگر خودکشی اخلاقی.
اما چرا جامعهی آلمان اینهمه مشمئز شد؟
◀بیرون از آلمان گراس از مهمترین چهرههای رئالیسم جادویی به شمار میرفت. نطفهی این شهرت با خلق صحنههای گروتسک در شخصیت اسکار ماتسِرات (قهرمان اصلی رمان «طبل حلبی») شکل گرفت. کار نوشتن این اثر در دههی پنجاه میلادی در پاریس پایان یافت که البته با نگاهی تیزبینانه کشف میشود که «طبل حلبی» در واقع زندگی خود گراس است که با تحریفی هنرمندانه واقعیتهای زندگی خودش در فاصلهی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ را روایت میکند. «طبل حلبی» در زمان انتشار همپایه با «مادر کوراژ» برتولت برشت و «فاوست» گوته ارزیابی شد. موفقیت او در این اثر ازآنجا ناشی شد که توانست در بستر رویدادهای سهمگین جنگ جهانی دوم قهرمانی منزه را به مردم آلمان پیشکش کند.
خلق اثر «موش و گربه» و «سالهای سگی» در کنار «طبل حلبی» سهگانهی دانتسیگ (شهر محل تولد گراس) را کامل کرد. با همین سه اثر جامعهی بینالمللی در ۱۹۶۳ ادبیات گراس را همطراز با هرمان هسه، توماس مان، مارتین والزر و هاینریش بول قرار داد.
گراس در کارنامهاش تشویقهای بزرگی دارد: جایزهی گئورگ بوشنر، جایزهی توماس مان، جایزهی پرنس آستوریاس و در نهایت جایزهی ادبی نوبل.
◀اما در آلمان شهرت گراس نه بهسبب ادبیات بلکه مبتنی بر اخلاقیات بود. داعیهداری در مصلح و متعهد اجتماعی بودن او را همردیف ویلی برانت، گرهارد شرودر و مارسل رایش رانیکی قرار میداد. عضویت در حلقهی ادبی ۴۷، سروصداهایش در دوران جنگ سرد، مقالات کوبندهی او پس از تقسیم آلمان، حساسیت او و وولف دیتریش اشنوره قبل از فروریختن دیوار بین دو آلمان، اصرار بر پیوستگی ملت آلمان، نوشتن نامهی سرگشادهی «وقتی پدرم ریش سرخ داشت»، موضعگیری او در برابر سیاستهای پولی آلمان دربارهی یونان، واکنش سیاسی او با سرودن شعری ضدصهیونیستی که کار را تا آنجا پیش برد که ورود او برای همیشه به سرزمینهای اشغالی ممنوع شد، همراهی با چهرههایی مثل محمود درویش و هارولد پینتر در اعتراض به وضعیت مردم غزه، انتشار مقالهی «میان جنگها» پیش از حملهی امریکا به عراق، سرودن شعر «آنچه باید گفته میشد» آن هم در اوج تنشهای سیاسی ایران و غرب، انتقاد از تهدید صلح جهانی از سوی اسرائیل، ابراز نگرانی بابت صادرات اسلحهی آلمان، اظهارنظر دربارهی بحران اوکراین و حتی مصاحبهی جنجالی اخیرش با روزنامهی «ال پائیس» و هشدار دربارهی بروز جنگ جهانی سوم همگی نشان از آن دارد که گراس نمیتوانست، یا نمیخواست، خودش را از سیاست دور نگه دارد. در واقع رابطهی آثار ادبی او با سیاستهای روز چنان تنگاتنگ هستند که بهراحتی میتوان آنها را دستهبندی کرد؛ مثلاً درونمایهی «بیحسی موضعی»: سالهای جنبش دانشجویی دههی شصت میلادی؛ تم اصلی رمان «دفتر خاطرات یک حلزون»: کارزار انتخابی حزب سوسیال دموکرات آلمان در ۱۹۶۹؛ محتوای رمان «دیدار در تلگته»: گردهمایی روشنفکران در دوران جنگهای مذهبی سیساله؛ موضوع اصلی «دشتی وسیع»: نگاهی گسترده به تاریخ آلمان از ۱۸۴۸ تا وحدت دو آلمان در دههی نود میلادی.
اغلب آثار گراس بهعلت پیوند نزدیکشان با تاریخ معاصر آلمان با گذشت سالها اهمیت زمان انتشارشان را از دست داده و بهتدریج کمرنگ شدهاند.
◀اعطای جایزهی ادبی نوبل در ۱۹۹۹ بابت کتاب «قرن من» گراس را واداشت تا در سالهای بعد با شماتت بیشتری در مسائل سیاسی ریز شود. اما به اعتقاد برخی منتقدان هر آنچه پس از «پوست کندن پیاز» از گراس چاپ شد نمیتوانست آبِ رفته را به جوی بازگرداند چراکه ابهت سیاسی سابقش در آلمان عمیقاً خدشهدار شده بود. قبل از آوریل سال جاری میلادی جامعهی ادبی آلمان پیشاپیش به سوگ مرگ گراس نشسته بود. (منبع: ماهنامه شبکه آفتاب)
پ ن: گونتر گراس سال ٢۰۱۵ میلادی درگذشت و این مطلب آرشیوی است.
@matikandastan