📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
ساعدی راه را بر مصادره ایدئولوژیک بسته است.. شاید نمیخواهند بگویند
ساعدی راه را بر مصادره ایدئولوژیک بسته است
علیرضا سیف الدینی: بعد از اين همه سال اين را فهميدم كه «ديدهنشدن» درباره من صدق نميكند. شايد نميخواهند بگويند. و در اصل هم نگفتهاند. پچ پچه زياد بوده و هست اما مكتوب نه. يادم است بعد از انتشار كتابم «قصه-مكان» روزي شهريار مندنيپور به من گفت كتابت را خواندم و خيلي خوشم آمد. از من پرسيد چيزي هم درباره كتاب نوشته شده؟ گفتم نه. گفت اينجا طبيعي است. قبلترها بخشي كوتاه از كتاب تحت عنوان «ناگهان سندبادي» در مجله آدينه چاپ شده بود. خوانندههاي زيادي از گوشه و كنار كشور به من زنگ ميزدند و تبريك ميگفتند. در عرصه ادبيات تا الان كسي درباره آن چيزي ننوشته. اما همين كتاب، كتاب پيشنهادي خيلي از كارگاههاي قصهنويسي كشور است. باز يادم است يكي از استادهاي دانشگاه سوربن پاريس كه ايراني است، وقتي از ايشان ميپرسند در زمينه نقد ادبي چه كتابهاي تازهاي نظرتان را جلب كرده، در پاسخ از دو كتاب اسم ميبرد: يكي «قصه-مكان» و ديگري يكي از آثار دكتر محمد صنعتي. درباره «بختك نگار قوم» هم همين اتفاق افتاد. درواقع، درباره همه كتابهاي من. اما شما اگر به مطالبي كه درباره ساعدي نوشته شده نگاه كنيد همين كتاب جزو ارجاعات است. به همين دليل، اتفاقا كتابهاي من را خيلي خوب هم ميبينند، اما اين را نميگويند. نمينويسند. قبل از اينكه بگويم چه چيزي باعث شد من سراغ ساعدي بروم اين را بگويم كه كتاب من دومين كتابي بود كه درباره ساعدي كار شده. يعني بعد از كار عبدالعلي دستغيب. ولي چون اتفاقاتي بازدارنده افتاد وقتي منتشر شد كه يك كتاب ديگر هم درباره ساعدي منتشر شده بود. كتاب من بالاي هشتصد صفحه بود. نشد كه همه آن هشتصد صفحه منتشر بشود. نويسندههايي كه آثارشان در اين كتاب آمده برخورد خيلي خوبي داشتند. حتي اكبر رادي به خاطر كتاب من روي مطلبي كه قبلا نوشته بود كار كرد. پس يكي از دلايلش همين كمكاري درباره معرفي و نقد آثار ساعدي بود. دلايل ديگر برميگردد به اينكه نشان دهيم ساعدي نويسنده قصههايي بود كه ارزش ادبي دارند. من فكر ميكنم ساعدي نشان داده كه اگر ما بخش مربوط به مسائل سياسي را كه جنبه بيروني داشت از او حذف كنيم باز اكثر قصهها و نمايشنامههايش ارزشمندند. برخلاف بعضيهاي ديگر كه چيزي از آنها باقي نميماند. آدمي مثل ساعدي ثابت كرده كه نويسنده است. او با هوش خود راه را تا حدود زيادي براي مصادره ايدئولوژيك بسته است. همان كتاب «خانههاي شهر ري» ساعدي را با اثري مثل «زيباترين مغروق جهان» ماركز مقايسه كنيد. اين ميتواند جواب خيلي چيزها باشد. ساعدي موقع نوشتن اين كتاب در سالهاي اول جوانياش بوده. و همين كتاب شانزده سال قبل از كتاب ماركز نوشته و منتشر شده.
گفت و گو از داوود آتش بیک
کانال انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan