ستاره پنهان ۳. روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان. به قلم دکتر مرضیه داود پور
ستاره پنهان 3
روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان
به قلم دکتر مرضیه داود پور
@oralhistori
خدمت آقای تقی زاده سلام برسانید وعرض کنید کمک کنیدکمک کنید ایران را از تحت نفوذ همسایه جنوبی خلاص کرده ریشه پوسیده اشراف را ازبیخ وبن بکنیم . حالا استفاده نکنیم کی استفاده خواهیم کرد .به همه ایرانی ها سلام برسانید وبگویید یک خواهش دارم . اولاً پس ازشنیدن خبرکشته شدن من درراه وطن هرکدام یک کاغذ تبریک به مادرم عزت الحاجیه درتبریزویک تبریک به عمویم ژنرال حمزه خان در طهران بنویسید . خوب می فهمید تبریک نه تعزیت . دورکاغذ نباید سیاه باشد بلکه گلی رنگ خون ........ قربانت محمد تقی
بخشی ازمکاتبات کلنل به خانواده خود درتبریز : .........مخصوصاً به کاربردن اشعاروضرب المثل های مناسب درمکاتیب به حلاوت و لطافت آنها افزوده وشخص خواننده را برخواندن ترغیب وتحریص می کند . بنده شخصاً عاشق ودیوانه ادبیات فارسی هستم .......البته استراحت مادرعزیزم را بطریق اقدم خواهم دانست وحاضرم بارکمرشکن فراق وهجران بر دوش ضعیف و ناتوان حمل نمایم ........خیلی متشکرم ازخداوند که تاکنون بیک نحوی عمر خود را گذرانده و محتاج مردم این زمانه نشده ام . مال دنیا زیاده از حد لزوم اسباب دردسراست.......
قسمتی ازآخرین مکتوب کلنل که به تبریزنوشته است :مشهد ، لیله 18 جوزا 1300 شب غره شوال 1339 :...... حال چاکر جسماًبد نیست ولی روحاً بی اندازه گرفتارم و بی جهت نمی خواهم عمر عزیز مادر انتظار کشیده را بشرح و بسط تضییع کنم . رضاً بقضاءالله و تسلیماً لامره .
کلنل محمد تقی خان اززمان کابینه آقای مشیرالدوله به ریاست ژاندارمری خراسان منصوب شده ازبدوتصدی دچار یک سلسله اشکالات گردید . حقوق چند برج افرادنرسیده و مبلغ معتنابهی نیزاشخاص ازخارج طلبکاربودند . راه انداختن یک اداره خراب با نبودن پول غیرممکن ومحال بود . درعرض دوماه از شدت گرفتاری چهار مرتبه استعفاداده ، مقبول نیافتاد. کلنل ازطرف ریاست وزراء آقای سید ضیاءالدین به کفالت ایالت خراسان منصوب پس از چند روز همانطورکه ازطرف دولت امرشده بود ایالت را دستگیرنموده به طرف به طهران حرکت دادند . ایالت خراسان به کلنل تفویض شد . کلنل ابتدا شهر را نظامی ولی ازطرف ریاست وزراء قوام السلطنه تلگرافی رسیده امربه دستگیری کلنل نمودند . دراینجا کلنل رنجیده شده بنای جنگ راگذاشت وشجاع الملک متواری گردید.دراین اثنا جنگ قوچان پیش آمد . یعنی قوچانی ها (اکراد) بنای پیش آمدن را گذاردند.کلنل یک عده مختصری برای قلع وقمع آنان به قوچان فرستاد ولی اکراد آنان را خلع سلاح کردند . چون خبر خلع سلاح ژاندارم به کلنل رسید بی صبرانه عازم قوچان شد .عده که با او بود هفتادوپنج نفر متجاوزنبود . تپه را که موسوم به تپه نادری است مورد حمله قرارداده وبا یک مترالیوز که همراه داشت مشغول شلیک شدند . اکراد ازچهارطرف تپه را محاصره کردند. بالاخره جمعی فرار وکلنل با سه نفر دورتپه بود و اکراد آنها را کشته فقط خود کلنل زنده ماند و با تفنگ شلیک می کرد تا اینکه از اطراف هفت گلوله به مشارالیه زدندو زندگی را بدرود گفت . اکراد در تپه جمع شده در همان حال سر کلنل را جدا کردند. این خبربه مشهد رسید وواقعه را به طهران اعلام نمودند .
یوم جمعه 5 صفر سه ساعت به غروب مانده جنازه را با تجلیل مخصوص وارد شهر کردند . یوم شنبه ششم صفراهالی تمام دکاکین را بسته وشاگردان مدارس با یک حالت غمناکی جمع شده ودسته های گل به دست گرفته عقب جنازه حرکت می کردند . جنازه روی توپ گذاشته شده بود . درتمام راه صدای شادباش روح کلنل محمد تقی خان ازشاگردان مدارس بلند بود وصدای موزیک یک حالت غریبی به عموم دست می داد. .سپس نعش رادرحرم رضوی طواف داده وبا همان حال جنازه را به طرف مقبره نادربرده درمقبره نادری مدفون کردند . ازابتدای حرکت دادن نعش صدای شلیک توپ تا موقع دفن دوام داشت.
تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori