🔻ارزش نظامی کلات به روایت افسران انگلیسی.. ✍آذری خاکستر
🔻ارزش نظامی کلات به روایت افسران انگلیسی
✍آذری خاکستر
@oralhistoryiran
🔅در دوره قاجار برخی از نواحی ایران شاهد هرج و مرج و ناامنی است. خراسان بزرگ نیز به واسطه وسعت جغرافیایی و دوری از مرکز، همواره مورد تجاوز اشرار و سارقان بوده است. از دیرباز درخراسان، بهعنوان ایالتی دور از مرکز ودارای مرزهای گسترده با کشورهای مجاور، نیاز به قشونی منظم به شدت احساس میشده است.
ناصرالدین شاه در سال 1302 ق. طی تلگرافی به آصفالدوله حکمران خراسان، دستور گذاشتن قراول در مرزها صادر می کند، تا از تجاوزات مرزی جلوگیری شود. از اسناد موجود چنین بر می آید که در اکثر شهرهای خراسان قراولخانه هاومراکزنظامی وجود داشته و شهرهای قاینات، بیرجند، نیشابور، مشهد، بجنورد، درگز و کلات از عمده مراکز نگهداری قشون بوده اند.
🔅شرایط استراتژیک کلات نادر بعنوان دژ تسخیر ناپذیر همواره مورد توجه درامور نظامی بوده است. و همواره حکومت مرکزی تعدادی نیروی نظامی در این منطقه نگهداری میکرد.
برخی ازاسناد مربوط بهسال 1303ق. حکایت از آراستگی سواره و پیادهنظام خراسان دارد. طبق اطلاعات مندرج در این اسناد، حدود 300 سوارغیر ثابت در کلات حضور داشته که از میان آنان حدود یکصد نفر به طور ثابت انتخاب شده بودند.آنها مواجب می گرفتند وهر وقت لازم می شد حاضر شده و از آنان سان می دیدند.
🔅پایگاه فوق العاده مستحکم نظامی
در دوره قاجار دولت بریتانیا جهت گسترش نفوذ خود در مناطق تحت نفوذ روس ها اقدام به اعزام ماموران نظامی به نقاط مهم خراسان با اهداف جاسوسی نموده اند. محتوای گزارش های این ماموران نشان می دهد حتی به کلات بعنوان پایگاهی برای استقرار نیروهای انگلیسی نظر داشته اند. کلنل کلنل مک گرگور افسر ارتش انگلستان در سال 1875 طی سفری به نواحی مشهد، کلات ، سرخس، درگز، شاهرود و... با توصیف اوضاع نظامی از کلات بعنوان پایگاهی فوق العاده مستحکم نظامی یاده کرده که می توانند هر اندازه قشون درآن نگهداری کنند. «بنابراین شکی نیست که ما در این جا یک پایگاه نظامی فوق العاده مستحکم داریم که در آن هر تعداد قشون که لازم باشد می توان جمع آوری و نگهداری کرد.»
🔅این افسر عالی رتبه انگلیسی در بخشی از سفرنامه اش مزایا و معایب نظامی کلات را چنین بیان کرده است.« اول آن که کلات در شمال یک رشته کوههای صعب العبور واقع شده که حمل آذوقه را به آن جا مشکل ساخته است و اگر حمل آذوقه از این مسیر قطع شود تهیه آن از روستاهای کوچکی که در کل به "خانات" وابسته اند غیرممکن است. دوم آن که وسعت منطقه سبب ضعف آن شده است، این جا به پادگانی نیازمند است که هیچ حکومتی قادر به تدارک آن نیست. در وضع کنونی، با پادگانی کوچک مرکب از پانصد یا ششصد سپاهی بزدل که در سراسر منطقه پراکنده شده اند و تدارکات و خواربار آنها باید از مایل ها مسافت از طریق راههای سخت و صعب العبور فراهم شود به نظر نمی رسد این منطقه بتواند در برابر یک حمله مصمم ماهرانه مدت مدیدی مقاومت کند. و چون حکومت ایران از یک طرف قشون اضافی برای این پادگان در اختیار ندارد و از طرف دیگر نمی تواند و یا نمی خواهد برای بهبود ارتباطات داخل منطقه اقدامی جدی مبذول دارد، مسلم است که این ناحیه پیوسته به همین وضع باقی خواهد ماند و هر فرماندهی که در آینده فرصتی بیابد تا از این راه بگذرد آن را به همان وضع سابق خواهد یافت.»
🔅تعداد نیروهای نظامی کلات از منظر مک گرگرعبارتند از: «در کلات همیشه یک ساخلو از سپاهیان منظم مستقر است، ولی انجام خدمت نظامی این جا مورد علاقه سپاهیان نیست و علت آن تلفات زیاد افراد به سبب تب مداومی است که اغلب بدان مبتلا میشوند، در واقع خود دره خیلی ناسالم و تب خیز است و ارتباطات داخلی آن قدر بد و منطقه آن قدر وسیع است که ایجاب می کند بخشی از پادگان در دو دروازه اصلی و بخش دیگر در دو مدخل مهم بعدی یعنی دربند کشتنی. در بند ده چاه تمرکز یابند، هم اکنون در دو مدخل اخیر تعداد سپاهیان خیلی کم است.»
🔅وی راجع به قدرت نظامی بهبود خان حاکم کلات نوشته است. قدرت خان در حدی است که می تواند سیصد سوار آماده کند و در مواقع اضطراری یکصد سوار و پانصد پیاده مجهز به تفنگ فتیله ای بر این عده بیفزاید ولی به نظر نمی رسد قادر باشد این تعداد را اداره و حفظ کند زیرا مردم از عملیات پیاده بیش از هر چیز نفرت دارند.
🔅گرگور ضمن دیدار با افسری منظم نوشته است. در کلات این سعادت نصیبم شد که با هوش ترین افسر قشون ایران که تا آن وقت نظیر او را ندیده بودم ملاقات کنم. او در هنگ ترشیز خدمت می کند و سرهنگ است. وی شیک ترین و تمیزترین دسته سپاهی را در این هنگ در اختیار دارد فوق العاده باهوش است و به نظر می رسد به کارش علاقمند است و بعدا فهمیدم که او از بالا کشیدن مواجب سپاهیانش جدا خوداری می کند. .....
🌐هفته نامه پیک خورشید. شماره 43
@oralhistoryiran