بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت سوم

بو علی ثانی
به قلم دکتر مرضیه داودپور
قسمت سوم
@oralhistori

آری تمام شهر مدیون او بودند.
در بین خانواده های مشهدی ، خاطرات از او بسیار است . چنان که درباره مادربزرگ نیز خاطره ای ازاوبه جا مانده است :
در یکی از زمستان های سرد وطولانی سال های قبل که برف فراوانی
سطح کوچه ها ومعابرراپوشانده بود وتا شب های عید نوروز ، آثار آن
روی زمین باقی می ماند ، خانم بزرگ به ذات الریه ای سخت دچارشد و
جانش درمعرض خطرقرارگرفت . رفت و آمد عابران درکوچه پرپیچ وخم
محل سکونت اوکه به کوچه نو شهرت داشت ، سخت بودودر این روزها
مردم ازراه ها ونقب هایی که زده بودند به سختی عبور می کردند . درچنین موقعیتی بود که او " دکترعلی شاملو " تنها بنا بر
وظیفه شغلی وشرافت ذاتی خود به مدت دوماه هرروز مسافتی طولانی
را ازسرکوچه حمام مقبره که درنزدیکی آرامگاه نادرقرارداشت تاکوچه
نوطی می کرد تا ازوی عیادت کند .
بالاخره خانم بزرگ ازاین بیماری نجات پیدا کرد وبا یک جمله دکتر،
عادت دیرینه خود را ترک کرد . آخراوعادت به کشیدن قلیان داشت ودر
این کارخود مقید ومصربود . تنباکوی قلیان او باید ازنوع اعلاو بهترین می بود وآتش سرقلیان همیشه حاضروبه عمل آمده . نه تنها اهل خانه
همیشه درگیرقلیان خانم بزرگ بودند وآقا بزرگ بیچاره درپی تنباکوی
اعلا درکوچه وخیابان روان بود بلکه اهل فامیل نیزازاین زحمت درامان
نبودند ودرمهمانی ها وروضه های فامیلی " مسئله قلیان خانم بزرگ "
مسئله حادی بود که باید با تمام آداب وجزئیاتش رعایت می شد .
با زدن اولین پک توسط او ، تمام اشکالات ازجمله نامرغوبی تنباکو وبوی
نامطبوع آن یا گیرا نبودن آتش سرقلیان فوراً به روی صاحب خانه آورده
می شد واورا پاک پکر می کرد وآن روزکه آقای دکتر دستور ترک قلیان
را صادرنمودندواین فرمان چون وحی منزلی ازطرف خانم بزرگ فوراً
اجرا شد . همه ازاین واقعه " تحریم تنباکوی خودمانی " به وجد آمده به
جان آقای دکتر دعا کردند.
کاش امروزه ازاین طبیبان مسیحا نفس وجود داشت وجوانان ما را ازشر
اعتیاد نجات می دادند ودرست برعکس ، این طبیب حاذق درمورد کودکی
که دراثرترک ناگهانی شیشه وپستانک دراثر فشار عاطفی دچار استفراغ شده ، با تشخیص علت بیماری دستور می دهند داروی تجویز شده را در شیشه ریخته ، به طفل بخورانند تا در اثر کاهش فشار روانی طفل از این عارضه نجات یابد .
عجبا !.....این طبیب حاذق در جایی دستور ترک اعتیاد می دهد و در جایی دستورروی آوردن به عادت ترک شده !
نه تنها درمطب اوبه روی بیماران بازبود بلکه درمنزل او برروی آشنایان
به هنگام نیاز گشوده بود.
منزل زیبا با اصالت وقدیمی او با سرسرا و راهروهای متعدد. با اتاق های
تودرتو ودرهای چوبی دولتی وپنجره های دو قابه . اتاق هایی که سقف های بلند داشتند و از آنها چراغ های حباب دار آویزان بود و بخاری دیواری و قالی های خوش نقش و نگار و مبل های مخملی سنگینی که درآن قرار داشت و قالیچه های نفیسی که به دیوار نصب شده بودو پیانوی
سیاه رنگی که در گوشه اتاق پذیرایی خود نمایی می کرد و آیینه های قدیمی که در جا به جای خانه بود و حیاط بزرگ وپر گل منزلش که چون گلشنی روح پرور بود و به قطعه ای از بهشت می مانست.
من که در دوران نوجوانی بیشتر به این خانه رفت وآمد داشتم ، درذهن
جوان خود این خانه رابه قصرهای قدیمی شبیه کرده و قهرمان های
داستان های کلاسیکی را که درآن دوران می خواندم را ضمن خواندن
کتاب دراین خانه مجسم می کردم واگر قیچی سانسوربه افکار یک دختر
نوجوان نزنم می گویم :

تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori