شفاهیات به جای تاریخ شفاهی. افسانه نجم آبادی. به نقل از روزنامه اعتماد
شفاهيات به جاي تاريخ شفاهي
افسانه نجم آبادی
به نقل از روزنامه اعتماد. شماره3541
@oralhistori
در سالهاي اخير هم در مراكز دانشگاهي خارج از ايران و هم در مراكز دانشگاهي داخل ايران به مقياس بسيار وسيع تاريخ شفاهي، صحبت كردن با افراد مختلف، ضبط آنها و در مواردي پياده كردن اين اسناد صوتي و تكثير آنها رايج شده است. به نظر من مشكلي كه برخي اوقات در مورد تاريخ شفاهي رخ ميدهد اين است كه در واقع عنوان تاريخ شفاهي چندان دقيق نيست. زيرا مصاحبهاي كه ميشود و پياده ميشود و تكثير ميشود، خودش تاريخ نيست، بلكه يك ماده خام براي تاريخنگاري است. همانطور كه عكسها و اسناد ماده خام براي تاريخنگاري هستند. اما به هر حال اين اصطلاح به صورت تاريخ شفاهي رايج شده و اين امر مشكل ايجاد ميكند. در حالي كه بهتر است اين اصوات و مواد خام ضبط شده را «شفاهيات» در برابر مكتوبات بخوانيم.
ايجاد اين مجموعههاي شفاهيات تحت عنوان تاريخ شفاهي گاهي براي تاريخنگاران تشويش خاطر ايجاد كرده است كه آيا اين شفاهيات اعتبار سند بودن و استناد تاريخي دارند يا خير؟ به خاطر داشته باشيم اينگونه عدم اعتماد در دهههاي پيش در مورد بسياري از مكتوبات وجود داشت. مثلا زماني كه زندهياد ايرج افشار خاطرات اعتماد السلطنه را منتشر كرد و بعدا خاطرات بسياري از جمله خاطرات ١٠ جلدي عينالسلطنه و... منتشر شدند. در آن زمان خاطرات به عنوان يكي از منابع قابل اعتماد تاريخ در نظر گرفته نميشد. اما الان استفاده از خاطرات با روشهايي كه براي استفاده از آنها به عنوان ماده خام تاريخي فراگرفتهايم، بديهي به نظر ميآيد. در حالي كه استفاده از خاطرات به عنوان ماده خام تاريخ ٥٠-٤٠ سال پيش امري غيرمقبول و بلكه مذموم بود. مسائلي نيز كه امروز در مورد شفاهيات مطرح ميشود كاملا قابل مقايسه با مسائلي است كه آن زمان در مورد استفاده از خاطرات و حديث نفس مطرح ميشد. شايد اگر پرسشهاي مشابهي در مورد شفاهيات از خودمان بپرسيم، يعني همچنان كه از خودمان ميپرسيم كه «اين مكتوباتي كه داريم، چگونه در اصل مكتوب شد و به صورت مكتوب به ما رسيد؟»، شفاهيات نيز در چه شرايطي ضبط و تدوين شدهاند، آنگاه شفاهيات نيز ميتوانند به منبع ارزشمندي در كنار ساير منابع براي نگارش تاريخ بدل شوند.
تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori