‌🔊 بوق حمام

‌🔊 بوق حمام

@oralhistoryiran
🔸«هر روز، نیم ساعت مانده به صلاه صبح، حمامی یا کارگرش، یک کدامشان، فانوس برمی‌داشتند و راه می‌افتادند و می‌رفتند در حمام را باز می‌کردند و می‌رفتند پشت بام، روی بلندترین جا، (گنبدهای جامه‌کن یا چهارحوض یا اصلا روی بام سردر حمام) وای می‌ایستادند و بوق می‌زدند و دور می‌چرخیدند تا صداش همه جا را بگیرد. زمان قدیم شهر خواب داشت، مثل حالا نبود که این همه ماشین ریخته شود توی کوچه محله و صدا به صدا نرسد. از طرفی هوای دم صبح رقیق بود و صدا پخش می‌شد.»
📚 حمام‌های خاموش. فرشته بهرامی. ص51

✅تاریخ شفاهی
@oralhistoryiran