یادی از گذشته‌ها:. به قلم: تقوی گیلانی. ۳۰ _ ۳۱ در اوج حکومت ملی دکتر محمد مصدق

یادی از گذشته ها :
به قلم: تقوی گیلانی
@oralhistori
سالهای 30 _ 31 در اوج حکومت ملی دکتر محمد مصدق . از ، احزابی که آزاد بودند و آزادانه همه جا خود را نشان می دادند (حزب توده )بود با روزنامه ها و هفته نامه های فراوان ( جد ، طنز ، فکاهی و....) و نهادی که برای جلوگیری از خودسری های این حزب دست به کار می شد ( شهربانی)بود . که با کمک همان گردن کلفتها و جاهل های ؟!! شهر که در راس آنان شاید ده نفر بنا به گفته خودشان ( اسمی) بودند و نام آور در رشته خودشان ؟! .
در آن سالها هرروز یکی از احزاب ، دسته جات ، بازاری ها و ... گرد هم آیی (( متینگ...)) داشتند و همه ی متینگ ها در میدان (مجسمه) شهدای کنونی . بر پامی شد .
یک روز حزب توده آگهی داده بود که فلان روز خیال برپا کردن متینگ دارد . پیرو این آگهی به شهربانی دستور سری رسیده بود که هرجور شده از متینگ آنان جلوگیری کنند .
با دریافت این دستور شهربانی همه ی گردن کلفتهای ( اسمی) را خواست که خیلی سری دور هم آمده و در پی راه کاری برای جلوگیری از متینگ توده ایها باشند .
ناگهان در شهر شایع کردند که : فردا وفات است و بازار بسته است و هیئت ها ی مذهبی و سینه زنها از سوی مساجد به طرف ( حرم مطهر) براه خواهند افتاد .
پیرو این سخن ها همه از هم می پرسیدند که ، چه وفاتی ؟ وفات کیست ؟ . و ساعتی بعد در میان مردم پخش شد که : به یک روایت وفات ( مسلم ابن عقیل) است !!! و باید عزاداری برپا شود .
بر نامه این بود که بازار را ببندند و هیئت ها را راه بیندازند و کم کم در راه ، آنان را بکشانند تا جای متینگ حزب توده و در آن جا با استفاده از چوبهای پرچمها و دیگر آلات لازم ، حمله به توده ایها و کتک جانانه و .....
اما ، بازار بسته شد . هیئت ها راه افتادند . و دیگ های شله بر پاشد و تنها رویداد آن روز این بودکه : چون ماجرا به گوش سران توده در مشهد رسیده بود ، آنهاد نیز خیلی زود همه ی وابستگان را آگاه کرده بودند که ( متینگ) برگزار نمی شود ...
و این جور شد که افراد حزب توده آن روز جان سالم به در بردند ... (( و این هم وفات مسلم ابن عقیل به یک روایت!!!))
پارسی را پاس بداریم
م . ح . تقوی گیلانی

https://telegram.me/oralhistori