🔴چرانوروز؟. ✍ محمد حسین تقوی گیلانی

🔴چرانوروز؟
✍ محمد حسین تقوی گیلانی
@oralhistoryiran
✅در باره نوروز سخن بسیار است و در داستانهای حماسی ایران زمین در این میان شاهنامه بزرگ فردوسی از این روز سخن بسیار گفته شده است . این روز سر آغاز سال خورشیدی است . بهترین روزی است که هر سال باسالهای پیش و پس از آن در یک زمان فرا می رسد که آغاز بهار که یکمین بخش از چهار بخش سال نیز هست. اما ، آغاز سال مسیحی و قمری و... چنین نیستند .
✅تازیان متجاوز سالیان دراز کار کردند تا توانستند بیشترین واژه های پارسی راازمیان بردارند و بجای آن واژه های عربی بگذارند اما ،در واژه نوروز نتوانستند چنین کنند .
بگذریم از این که در جاهایی گفته اند ( نیریز) که این واژه کاربردی پیدانکرد . در واژه مهرگان که چشن پائیزی ایرانیان بوده است بجای بند واژه (گاف) (ج) را گزارده و مهرجان گفته اند
✅چرا نوروز : این که این روز را نوروز یا روزنو نامیده اند دربسیاری از نوشتارهای پیشین ایران آورده شده است : مانند آثار الباقیه ابوریحان بیرونی . در این ماتیکان آمده است :
« گویند جمشید { چهارمین پادشاه ازشاهنشاهان پیشدادی}تختی ، بساخت که دیوان آن را به هوا برداشتند در روز هرمروز ماه فروردین برآن تخت بر نشست و به یک روز از کوه دماوند به بابل (نزدیک شهر کوفه) آمد . مردم از این کار او در شگفت شدند و آن روز را (نوروز) خواندند . گویند نیشکر را جمشید در این روز پیدا کرد و مردم پیش ازآن نیشکر را نمی شناختند . جمشید فرمود تا از شهد آن شکر ساختند .
✅فردوسی در این باره می فرماید:
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسود از رنج ، تن دل زکین
و مردم آن شکر را برای یکدیگر هدیه می فرستادند و آن روز را نوروز خواندند .
گویند که اهریمنِ ناپاک بلای خشگ سالی و نبود خورش را در زمین فراهم ساخت . جمشید برای نبرد با اهریمن و ازبین بردن کمبودها به سوی جنوب رهسپار شد و اهریمن را شکست داد ه بلای کمبودها را بر انداخت و چون به زمین باز گشت ، نور از چهره وی می بارید .
✅در این روز درختهاد و هرچوب خشگ هم سبز شد و مردم این روز را نوروز خواندند و هر کس برای شاد باش در پیاله ای جو کاشت و این رسم سبزه کاشتن در روزهای نوروز از آن زمان مانده است .
:گویند چون از پادشاهی جمشید چهارسد و بیست و یک سال گذشت ، جهان بر وی راست شد . دیوان همه در خدمت او در آمدند . بفرمود تا گرمابه ها ساختند و دیبا بافتند و زر و سیم و سرب از زمین بر آوردند . آن روز نیز یکم فروردین بود که جشنی بر پا ساختند و نوروزش نام نهادند و جمشید فرمود هرسال چون روزو نخست فروردین فرارسد آن روز جشن بگیرند .
✅ در نوشتار های پهلوی و اوستای کهن آمده است که : پادشاه در این روز جامه ای از بَرد یمانی می پوشید و به تنهایی به بارگاه می آمد . از شبانگاه پیشین مردمی خجسته نام و فرخنده فال با روی گشاده و ترزبانی و خوش قدم بر در خانه ی شاهی می ایستادند .
✅روز نوروز نخست موبد موبدان ، پیش پادشاه آمده و با جامی زرین ( پراز می) و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی در یک دست «خوی( گندم یا جو ی نارس) و شمشیری و تیر کمانی و دوات و قلم و اسبی و غلامی خوب روی و آنگاه به ستایش پادشاه می پرداخت و او را به راه راستی فرا می خواندو سفارش می کرد تا : ( به رسم نیاکان ، راستی نگاه دار د.....)
در ماتیکانهای مذهبی مانند : تورات و قرآن آمده است که : خداوند آسمان و زمین و روشنائی و گیاه و جانور و آدمی را در مدت شش روز آفریده است . که در دین زردشت هم برای آفرینش همین عدد شش آمده است .
👇👇
@oralhistoryiran:
تاریخ شفاهی
ارسال نظر. @oralh
https://telegram.me/oralhistoryiran