🔹باورهای مردم نشتارود ۳.. از شاخه‌های نازک درخت توسکا نوعی سوت درست می‌کردند

🔹باورهای مردم نشتارود 3

@oralhistoryiran
✔️ از شاخه های نازک درخت توسکا نوعی سوت درست می کردند. روش درست کردن سوت اینگونه بود که قسمتی از شاخه را که صاف و یک دست بود از درخت جدا می کردند. قسمتی از وسط این شاخه را به اندازه دو بند انگشت با چیز نوک تیزی در دو طرف علامت می زدند. درواقع، در این دو قسمت با برش جسم نوک تیز پوست را از چوب جدا می کردند. پوست قسمت جلویی، که ازین دو بند انگشت جدا شده بود، را می کندند تا راه را برای خروج پوست قسمت علامت گذاری شده که در واقع همان سوت بود هموار کنند. سپس، با سنگ کوچک و صافی بر روی آن دو بند انگشت که پوستش جا مانده بود می کوبیدند. آرام و ملایم؛ در حالی که ترانه ای را هم همزمان می خواندند:
پیسی پیسی بهاره
بهار لاله زاره
علی ممدی گهواره
بشیه عروس بیاره
عروس جهاز نداشته
تقصیر شومار داشته
شومار دکردن طویله
یه لگد بزان بمیره.
بعد، با دست، به آرامی، پوست آن ناحیه را، که حالا از چوب جدا شده بود، خارج می کردند. این سوت را، که حالا آماده شده بود، پیسی پیسی بهاره می نامیدند.
✔️گزنه از گياهان دارويي معروف این منطقه است كه خواص دارویی بسیاری برای آن ذکر کرده اند.
در باور نشتارودي ها گزنه و پلهم با هم جفتند؛ یعنی هر جا گزنه هست در مجاورت آن پلهم هم می‌ روید.
گزنه وقتي با پوست بدن برخورد مي كند خارش شديدي ايجاد مي كند و تسکین آن فقط با پلهم ممکن می شود. به اين صورت كه يک دسته پلهم مي كنند و به ناحيه اي كه گزنه با آن برخورد كرده مي كوبند. به این ترتیب، خارش گزنه برطرف مي شود.
اگر به محل برخورد گزنه با بدن پلهم نزنید تاول می زند و ایجاد خارش و سوزش دردناکی می کند. هنگام کوبیدن پلهم به ناحیه مورد نظر شعری را هم زمرمه می کردند:
گزنا گزنا درگا برو
پلهم پلهم دله شو...
به نظر می رسد در این مورد و نیز در ساخت پیسی پیسی بهاره مدت زمان مشخصی برای اتمام کار وجود داشت که خواندن این اشعار آن زمان را پر می کرد. در واقع، اتمام شعر مثل ساعتی اتمام زمان کافی برای پلهم مالیدن و کوبیدن بر پوست توسکا را اعلام می کرد.
✔️ نشتارودی ها تمایل چندانی به کاشتن بید مجنون در حیاط خانه ندارند. چون به آمد نیامد این درخت باور دارند و هراس دارند که مبادا برایشان بدبیاری بیاورد.
✔️ در هنگام کاشت نشا در زمین کشاورزی، اگر نشاکار نشای سفیدی بیابد آن را با خوشحالی به پای صاحب زمین می زند. چون نشای سفید را نشانه برکت می دانند. صاحب زمین هم مبلغی را به عنوان هدیه به آن نشاکار تقدیم می کند.
✔️ نشتارودی‌ها اعتقاد دارند درخت گردو درختی سنگینی است. یعنی با اجنه در ارتباط است. ازاین‌رو، اگر شب‌ها مجبور باشند از مسیری که درخت گردو در آنجاست بگذرند، اصلاً زیر این درخت توقف نمی‌کنند و به‌سرعت رد می‌شوند. به‌هیچ‌عنوان زیر درخت گردو نمی‌خوابند. و زنان زائو یا باردار را هم از این درخت برحذر می کنند.
✔️نشتارودی ها، فصل درو کردن برنج، چند شاخه از برنج را به شکل فرش می بافند. طوری که خوشه های برنج از آن جدا نشده و در انتها از برنج های بافته شده آویزان باشد. این بافت برنج را به دیوار خانه می آویزند تا هم جنبه تزیینی داشته باشد و هم معتقدند برکت می آورد.
✔️ نشتارودی ها اعتقاد زیادی به درختان نظر کرده دارند. به شاخ و برگ این درختان پارچه های سبز دخیل می بندند و اطراف آنها شمع روشن می کنند و حاجت می خواهند. گاه، در مسیرهایی که آن را گذرگاه می نامند و معتقدند امامی از آنجا گذر می کند، درختان نظرکرده هم وجود دارند که به آقا دار معروفند. این درختان مقدس را قطع نمی کنند و شاخ و برگشان را نمی شکنند. نمونه ای از این درختان در گورستان روستای لولده از توابع نشتارود وجود دارد که برای اهالی تقدس ویژه ای دارد.
✍ سپیده رمضان نژاد/ کارشناس ارشد ایران شناسی
▫️مطالعه قسمت اول
https://t.me/oralhistoryiran/3647
▪️مطالعه قسمت دوم
https://t.me/oralhistoryiran/3656
🌐 تاریخ شفاهی
@oralhistoryiran