azari.:. زندگی نامه و معرفی جلال همایی پژوهشگر و نویسنده اصفهان نویسنده کتاب اثار و ابنیه اصفهان

azari.:
زندگی نامه و معرفی جلال همایی پژوهشگر و نویسنده اصفهان نویسنده کتاب اثار و ابنیه اصفهان
@oralhistori
«همای شیرازی» شاعر معروف بود که در سن 48 سالگی و در سال 1259قمری از شیراز به اصفهان آمد و سه پسرش عنقا، سها و طرب هر سه در اصفهان متولد شده و هر سه شاعرانی زبر دست گردیدند که چراغ شعر را در اصفهان عصرقاجار روشن گردانیدند. محمد نصیر ملقب به طرب نیز جلال الدین همایی را بزاد و پرورش داد که مقام و اهمیت علمی او بر همگان آشکار است. جلال همایی، پژوهشگر و اصفهان شناس معاصر، سرانجام در سال 1359ش بدرود زندگانی گفت و در تخت فولاد اصفهان به خاک رفت. از عشق او به خاک اصفهان همین بس که هر ساله بخشی از کتاب ارجمند «تاریخ اصفهان» او توسط دخترش بازنویسی و منتشر می شود. در پست های قبل دو جلد از این کتاب ها معرفی شدند.
در سال 1342 جلال همایی اشعار پراکنده پدرش، طرب، را جمع آوری کرده و دیوان او را به چاپ رسانید. نکته مهم و اساسی آن که این کتاب 723 صفحه آن دیوان اشعار طرب است و 286 صفحه دیگر آن مقدمه ای است که جلال همایی بر آن نگاشته است. این مقدمه آن چنان محققانه و مهم است که می توان گفت بر خود دیوان یا ذی‌المقدمه می چربد! در این مقدمه استاد همایی از پدر بزرگ خویش، پدر و عموهایش سخن گفته و هم زمان با شرح زندگی آنان نکته های بدیعی از تاریخ اصفهان را نیز بازگو کرده است. اصفهانی که در دست ظل السلطان است و بعد از آن انقلاب مشروطیت حادث می شود و تحولات بسیاری را با خود به همراه می آورد. جلال همایی به توضیح چندی از این حوادث پرداخته است. به قول خود خلاصه حوادث سی ساله اصفهان (از سال 1300ق تا سال 1330 ق )که محیط علمی و ادبی و هنری طرب بوده، را به تصویر کشیده است. خصوصاً چند حادثه ای که خود شاهد وقوع آن بوده است.
عمده ترین این وقایع 1. مقایسه اوضاع روحانی اصفهان در قرن13 و 14 .2 خرابی آثار صفویه و ناامنی و هرج و مرج اصفهان 3. داستان قتل حاج هادی و حاج محمد جعفر خوانساری 4. معجزه سازی هارون ولایت در سال 1329ق .
ناگفته نماند که بسیاری از شخصیت های اصفهان که استادان طرب، شاگردان طرب، دوستان وشعرای هم عصر وی و افراد وابسته دیگر باشند در جای جای مقدمه معرفی می گردند. موضوع دیگر آن که از دل خود اشعار طرب می توان به تصاویری جسته و گریخته از وضعیت اجتماعی اصفهان در آن دوره پی برد.
استاد جلال همایی در سال 1390 توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انتشار یافت. از این جمله که استاد همایی در ابتدای این مجلد نوشته است که «دفتر پاکنویس دیگری است مربوط به ابنیه و عمارات اصفهان که به خواست الهی و مدد توفیق او آغاز کردم. شب جمعه پنجم آبان ماه 1334 شمسی... امید است که به خیر و صلاح و صواب پایان یابد» آشکار می شود که تقسیم بندی و کلیت کتاب توسط استاد انجام پذیرفته است. استاد همایی در ابتدای کتاب از مشقات پژوهش خویش سخن گفته است که «برای خواندن یک کتیبه و کشف یک سنگ لوح تاریخی، بسی راه ها پیموده ، آفتاب و گرد و خاک ها خورده ، بقعه های مخروبه را با دست و آستین رفته ... بسیاری از ابنیه را ده بار و بیست بار وارسی و نتیجه را یادداشت کرده ام» به هر حال کار پژوهش تاریخ اصفهان استاد جلال همایی که شاید بیش از چهل سال طول کشیده است، اکنون کم کم راهی چاپخانه می شود و البته هر کدام حاوی نکات تازه و بدیعی هستند.این جلد از کتاب نیز که «ابنیه و عمارات» نام گرفته بیشتر به امامزادگان اصفهان می پردازد. امام زاده احمد، امامزاده اسماعیل، امامزاده درب امام، امامزاده هارون ولایت، و سرانجام به مسجد علی می رسد در خلال بحث ها نیز چند نکته تاریخی را پیش کشیده و جلو می برند از جمله این بحث ها قیام های امامان و امامزادگان علیه حکومت عباسیان می باشد که به مناسبت امامزاده درب امام به قلم رانده اند. در وصف هر امامزاده هم در تتبعات تاریخی خویش نسب آن امامزاده در مورد کاوش قرار داده و راجع به اصالت آن سخن می گوید. سپس به سراغ بنا رفته و کتیبه های بنا را بازگو نموده و تطورات هر دوره را بیان می دارد. از دیگر اشخاص مدفون در بقعه نیز یادی می نماید.
اما نکاتی از تاریخ اصفهان در این کتاب دیده می شود که برای یک مورخ اصفهان بسیار ارزشمند است. یکی داستان معجزه سازی هارون ولایت است که در یک صدسال پیش اتفاق افتاد و نه ماه مردم اصفهان را درگیر خود نمود. این ماجرا در صفحات 189 الی196 گفته شده است. هم چنین داستان بز پاقلعه و داستان معجزه آردچی که استاد بازگفته و بر جهالت عوام بسیار تأسف خورده است.
(البته استاد بعضی را در مقدمه دیوان طرب ذکر کرده بودند) در نهایت هم گفته است «راقم سطور بسیار تأمل کردم که واقعه هارون ولایت و اشباه و نظایر آن را در تاریخ اصفهان اصلاً متعرض نشوم و نادیده بگیرم. اما سنت تاریخ نویسی که باید قضایا را همان طور که واقع شده است بنویسند مرا بر آن داشت که عین وقایع را بدون ا