🔻کارد و پیازی برای جنگ با جن و آل!
🔻کارد و پیازی برای جنگ با جن و آل!
🔅روایت مرحوم میرخدیوی درباره عقاید زایمان در 70سال پیش از این – 🔅بخش اول
🔸مرحوم اصغر میرخدیوی، پیشپردهخوان تماشاخانه گلشن در خاطراتش آورده است: در آن زمان گاهی صدای اذان بیموقعی به گوش میخورد. همه مردم با شنیدن این اذان میدانستند که علت آن، وضع حمل زنی است که به درد زایمان مبتلا شده و بچهاش دیر به دنیا میآید. برای همین تا صدای اذان بیموقعی به گوش میرسید، همه برای آن زن زائو دست به دعا برمیداشتند و از خدا و ائمه اطهار(ع) میخواستند تا وضع حمل آن زن آسان شود.
🔸هنگام تولد اگر طفل دختر بود، مادر حالت شرمندگی داشت و اگر پسر بود، قابله فوری به سراغ پدر طفل میرفت و کلاه او را از سرش برمیداشت و تا چشمروشنی خود را نمیگرفت، کلاه را پس نمیداد.
🔸آن زمان زایشگاه و بیمارستانی برای زایمان وجود نداشت و زنها مجبور بودند در داخل منزل زیر دست ماماهای قدیمی زایمان کنند. بعضی از این ماماها تا اندازهای در کارشان مهارت داشتند و رعایت بهداشت را میکردند، ولی بقیه زیاد مقید به بهداشت نبودند و با این طرز قابلگی، زائوی بدبخت را تا سر حد مرگ پیش میبردند. در نتیجه هر بلایی که از کثافت و آلودگی بر سر زائوی بدبخت میآمد، به گردن آل و جن و خفتک میانداختند و میگفتند جنزده شده است.
🔸این قابلهها به اطرافیان توصیه میکردند که مبادا طفل را تا شب ششم زمین بگذارند. آنها همچنین کاردی را به پیاز بزرگی فروکرده، بالای سر زائو میگذاشتند و میگفتند تا وفتی که زائو به حمام نرسیده و نجس است جن و آل از او دستبردار نیستند و وقتی به او نزدیک شوند و بخواهند به بیمار صدمه وارد سازند، همین که چشمشان به آن کارد و پیاز بیفتد، فراری میشوند.
🔅ادامه دارد...
🌐 برگرفته از کانال گروه مشهد گردی چهارباغ
🆔 @oralhistoryiran