خاطراتی از کتاب شازده حمام ۳۸

خاطراتی از کتاب شازده حمام 38
@oralhistoryiran
⚪️⚪️⚪️
عملاً اين كار، پس از دعواي هفت برادران ها با صفار و بر سر اختلاف نظر در شوراي شهر، اتفاق افتاد؛ ولي اصل، رقابت بين دو جناح سياسي توده اي ها و طرفداران شاه بود. يكي از باقي ماندگان توده اي ها در شوراي شهر بود و هفت برادران از او دفاع مي كردند و صفار، از مخالفان آنها بود. طرفداران هر قشر و يا اعضاي هر صنف، در اطراف ميز هاي خود مي نشستند و بزرگان آنها، در روي سكو هاي مشرف بر حياط حسينيه، مستقر مي شدند. اگر فردي كه جزو بزرگان محله نبود و يا غريبه اي كه بي دعوت به حسينيه آمده بود و دانسته و يا ندانسته مي خواست در جاي بزرگان بنشيند و يا در اطراف ميزي بنشيند كه به صنف او تعلق نداشت، در مرحله اول، نفري كه آنجا نشسته بود، يك ور مي نشست و دستش را در جايي كه طرف مي خواست بنشيند، مي گذاشت؛ معمولاً آن فرد مي فهميد كه نبايد آنجا بنشيند؛ ولي اگر باز هم او آنجا مي نشست، حالا يا دست طرف را كنار مي زد و يا اصلاً كسي آن حدود نبود كه مانع نشستن او بشود، افرادي كه مامور نظم در حسينيه بودند -معمولاً برادران «آدابي»- اول با آرامش و احترام، و در صورت لزوم با خشونت، طرف را به جايگاه خود، به وسط حسينيه، هدايت مي كردند. وسط حسينيه، به توده كارگران مانند كارگران كارخانجات حلاجي و ريسندگي و بافندگي، شعر باف ها، فقرا و غريبه ها اختصاص داشت.
توده مردم، داراي صنفي و ساختاري نبودند و رييس صنفي نداشتند كه از آنها حمايت كند. كارگران كارخانجات و شعرباف ها، هيچ تشكل صنفي اي نداشتند. جالب است كه اصناف قديمي سنت گراي هزار ساله، مثل مسگر ها و سراج ها، تشكل صنفي و رييس صنف داشتند، ولي كارگران كارخانجات مدرن، از تشكلي، برخوردار نبودند؛ يعني اينها با ابزار مدرن كار مي كردند؛ ولي از نظر اجتماعي، از سنتي ها هم عقب تر بودند. البته قبل از كودتاي 28 مرداد سال 1332 و سرنگوني حكومت مرحوم دكتر محمد مصدق، كارگران نيز تشكل هايي داشته اند كه بزرگترين آنها، حزب توده و شاخه هاي آن بوده است؛ اما پس از آن تاريخ، آنها، بي تشكل شدند و بدين جهت در محله، جايگاه اجتماعي اي خاص، نداشتند. آنها بايد در وسط حسينيه مي نشستند؛ پشتشان به جايي تكيه نداشت. به آنها كمتر از همه، چاي و قليان مي دادند. حسينيه، مركز تبلور طبقات اجتماعي و صنفي بود. جاي «ماركس»، «انگلس»، «دوركيم»، «ماكس وبر»، «آنتي گيدنز»، «احسان نراقي»، «نصر الله پور افكاري» و اساتيد محترم جامعه شناسي دانشگاه تهران خالي كه مساله نشستن طبقات اجتماعي مردم اعم از كارگران و كارورزان را در حسينيه، تحليل و تفسير كنند.
شت بام حسينيه، جايگاه زنان بود و همين نظم و نسق اجتماعي، برقرار بود. در بالاي پشت بام، درست روبروي منبر، فرش پهن مي كردند و جايگاه زن رييس محله بود و حتي شب هايي كه او به روضه نمي آمد، جايش، خالي مي ماند. جايگاه زن آقايان صاحب ميز، درست بالاي سر ميز شوهرانشان بود و زن هاي هر صنفي، جايگاهي ويژه داشتند. زنان فقير يعني زنان شعر باف بي تشكل كه چون در كارگاه هاي كوچك يك يا دو نفره كار مي كردند، تشكلي نداشتند و همسران كارگران كارخانجات و زنان رختشوي و كلفت ها و ... بايد پشت سر زناني كه متعلق به صنفي بودند، مي نشستند؛ و حق نداشتند جلو بنشينند.
ادامه دارد...
👇👇👇
کانال تاریخ شفاهی را به دوستان و علاقمندان معرفی کنید
🔴⚪️⚪️

تاریخ شفاهی
ارسال نظر. @oralh
https://telegram.me/oralhistoryiran