⚽️ آدیداس گلشهری.. ✍محمد نظرزاده. نوستالوژیک، خاطرههای فراموش نشدنی دوران کودکی نسل ماست
⚽️ آديداس گلشهري
✍محمد نظرزاده
@oralhistoryiran
⚽️يادگارهاي نوستالوژيك، خاطرههاي فراموش نشدني دوران كودكي نسل ماست. نسلي كه سالهاي پر نشاط جواني را پشت سر گذاشته و در سراشيبي پيري قرار گرفته است.
يادمانهاي خاطره انگيز دوران خوش و شيرين كودكي دليلي است كه گاهي ذهن درمانده خودمان را در تنشها و آشوبهاي هنگامهي سرشار از دلشوره و دلهرههاي امروز اندكي مرهم نهيم.
در دهه شصت كه نوجواني 15 يا 16 ساله بودم، گذشته از فوتبال زمین بزرگ، با بچههاي محل توي خيابان دريا(1)ي دوم گل كوچك بازي ميكرديم.
⚽️ اگر چه ميگفتند بازي با توپ دو لایه پلاستيكي باعث آب آوردن زانو و صدمه ديدن آن ميشه، اما كو گوش شنوا. شلوار گرمکن را داخل جوراب میکردم و با پوشیدن یک پیراهن ورزشی، اكثر بعد از ظهرها توي محله، برخي از جمعهها در بلوار فرودگاه و ماه رمضان از افطار تا سحر روبروي راهآهن مشهد فوتبال دروازه كوچك بازی میکردم.
⚽️داشتن دروازه کوچک فلزی به همراه تور آن از آرزوهایی بود که هیچگاه به آن نرسیدم.
گاهي تو خیابان چنان غرق بازي ميشديم كه بدون توجه به عبور وسايل نقليه، با آنها برخورد ميكرديم. ترکیدن توپ زیر ماشینها، افتادن توپ داخل فاضلآبهای دو طرف خیابان و پاشیده شدن آب کثیف روی لباس و سر و صورتمان و افتادن توپ در خانههای اطراف، از خاطرات مشترک همه فوتبالیستها آن دوران است.
⚽️بعضي مواقع هم در جريان بازي روي آسفالت ميافتاديم و چند نقطه بدنمان پوستمال و زخمي ميشد. وقتي وارد خانه ميشديم مادرمان ميگفت باز درجه گرفتيد و با مركوركروم به جان زخمها ميافتاد.
⚽️آن زمان پوشيدن كفشهاي استوكدار پلاستيكي كه لايهاي پارچهاي داخل آن را پوشانده بود به دليل قيمت مناسبي كه داشت، بين فوتباليستهاي بي بضاعت خيلي معمول بود.
اين كفشهاي خوش فرم و خوش پا كه بين فوتباليستها به آديداس(2) گلشهر(3)ي معروف بود جون مي داد براي بازي گل كوچك، با اين كفشها به راحتي ميشد با توپهاي پلاستيكي دو جلد حركت كرد، دريبل زد و به طرف دروازه حريف شوت زد.
⚽️در ابتدا كه كفشها را ميخريديم آنقدر براق بود كه خجالت ميكشيديم بپوشيم. اين كفشها دو ايراد عمده داشت اول اين كه سه، چهار ماهي بيشتر دوام نميآورد و از بغل، كف و جاي بستن بندهايش خيلی زود پاره ميشد و ما مجبور بوديم ادامه بازي را با پاهاي برهنه بازي كنيم كه موجب جراحت و زخمي شدن كف پا ميشد. ايراد دوم آن اين بود كه به دليل پلاستيكي بودن كفشها، پاها و جورابها را بوي گند و زننده عرق پا را فرا ميگرفت و آدم را كلافه ميكرد. به همين دليل بعد از بازي تا پاهايمان را نميشستيم، مادرمان ما را به خانه راه نميداد. خلاصه كه فوتبال با كفشهاي معروف به آديداس گلشهري و گلزدن با آنها كيف و حالي داشت كه هنوز حال و هواي شيرين آن در خاطرمان است.
🔆1- در حال حاضر نام اين خيابان وحيد است. اما در بين مردم معروف به خيابان دريا مي باشد. نام دريا برگرفته از كشف رود است كه اين خيابان به آن منتهي مي شود. در زبان بومي منطقه اين رود را دريا مي خوانند.
🔆2-كارخانه بزرگ آلماني توليد كننده وسايل ورزشي.
🔆3-منطقه اي در شرق شهر مشهد كه در دهه شصت بخش اعظم تركيب جمعيتي آن را مهاجران افغاني تشكيل مي دادند.
⚽️ @oralhistoryiran