ستاره پنهان ۲. روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان. به قلم دکتر مرضیه داود پور
ستاره پنهان 2
روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان
به قلم دکتر مرضیه داود پور
@oralhistori
درموقع ورود به بندرانزلی (29ربیع الثانی 1338 ) که ازهرطرف جیب وبغلم را می کاویدند چند قرانی بیشتر نداشتم آن هم به مصرف انعام حمال هایی رسید که مثل ملک الموت دورصندوق ها ی لباسم را گرفته ومی خواستند من وصندوق ها را با هم
ببرند وتحقیقتاً تفتیش انزلی یکی ازیادگار های فراموش نشدنی زندگانی من است . لاجرم از یک خانم روسی که همسفر من بود مبلغی قرض کرده با اتوموبیل به تهران حرکت کردیم . بدون اینکه ذره از طرف دولت وحتی دوستان صمیمی ملی وکسانیکه درباره آنها از هیچ قسم فداکاری مضایقه نکرده بودم مساعدتی ابرازشود مدت پنج ماه تا تاریخ سقوط کابینه آقای وثوق الدوله بیکار ماندم . دراین مدت مشغول ترجمه بعضی کتب مفید بودم ازجمله ( تاریخچه یک کنیز) تصنیف لامارتین که مقداری ازآن درپاورقی روزنامه آگاهی به طبع رسیده . .....
باری بالاخره حکم درحدود 6 ذی الحجه 38 به امضاء رسید وبنده بدون هیچ اسم ورسمی به فلاخن گذاشته به سمت خراسان پرتاب کردند وبرای تشکیلات جدید قوای خراسان امیدواری ها دادند . ازبدو تصدی دچاریک سلسله اشکالات ومسائل لاینحلی
گردیدم که مرا درزحمت گذاشته آنی راحتم نمی گذاشتند ازجمله مسئله حقوقات معوقه بود که با وجود اینکه بودجه ژاندارمری همه ماهه مرتباً ازطرف اداره مالیه پرداخته شده بود حقوق چند برج افراد نرسیده و مبلغ معتنابهی نیز افراد خارج طلبکار بودند.و چیز های دیگر که شرحش کتاب مفصلی لازم دارد. ...
بدیهی است راه انداختن چرخ های یک اداره خراب با نبودن پول غیرممکن ومحال بود......
هم وطنان !
من یکی از آن مأموران هستم که نویسندگان دادخواهی به بی وجدانی معرفی می کنند. تاکنون عضو هیچ حزب سیاسی نبوده و خود را به هیچ سلسله و دسته نبسته ام و شاید یکی از گناهان بزرگم هم همین باشد .......و می دانم عزت و شرافت ما وقتی محفوظ
خواهد بود که دارای حکومت مقتدر و وطن پرستی باشیم .........
هربیشه گمان مبرکه خالی است شاید که پلنگ خفته باشد
حاضرم ثابت کنم که درمدت دوماه زمامداری خود بااقتدارات وقدرت فوق العاده ای که داشتم قدمی برخلاف رضای خدا وصلاح مملکت برنداشتم وحبه ودیناری استفاده شخصی نکردم ... به تصدیق دوست و دشمن عفت وشرافت سربازی را همیشه محفوظ داشته ام ......
هم وطنان !
این دفاعیه را ننوشتم که کسی را بیازارم بلکه خواستم یک مرتبه درعمرخود خواهش دلم را انجام داده وخود را راضی کرده باشم .من ایرانی وایران را نه فقط دوست داشته بلکه پرستش می کنم وبه همین دلیل اگرکسی درمقابل ازمن بدگفته ویا بنویسد جواب نخواهم داد.
مرا بکشید قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهند نمود واگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهند داد .
مشهد لیله 13 سرطان 1300 محمد تقی
( بخشی ازرساله دفاعیه کلنل به قلم خودش )
مشهد لیله 7 سنبله 1300
دوست عزیزمن کارت مورخه 16 ومراسله 22 زیارت گردید . ازسلامتی خرسند گردیدم . از13حمل تا 13جوزا حاکم ایالت خراسان وریاست کلیه قوای این ایالت راداشتم . پس ازتغییرکابینه ازحکومت منفصل لیکن مجبوراًبه ریاست قوای نظامی برقرارشدم . مایل به خدمت نبودم . یعنی کسی را طالب خدمت نمی دیدم . بالاخره در 5اسد مجدداً به خواهش اهالی وبه امروجدان خود امورات حکومتی را نیزعهده دار شدم . لیکن به غرض رئیس الوزراء ودولت تقاضای اهالی را تا کنون قبول نکرده و آقای صمصام السلطنه را به ایالت تعیین گردیدند که درتهران هستند وایشان بنده را کفیل نموده اند . خلاصه به امرمرکز کفیل ورئیس کل قوا وبه خیال اهالی وخودم فرمانروای ایالت خراسان وعهده دار امورات لشکری وکشوری می باشم . .....
همسایه جنوب ودولت فشارمی آورند که من به خارجه سفرکنم لیکن من تا ممکن است دست ازوطنم نخواهم کشید ودرهمین جا به گورخواهم رفت . ..........
تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori