خاطرات نوجوانی فوتبال, قسمت اول. محمد نظرزاده 🔴
خاطرات نوجوانی فوتبال, قسمت اول
محمد نظرزاده 🔴
@oralhistori
اكثر هم سن وسالهاي ما هم زمان با زایش انقلاب در سال 57 است. اون سالها زمزمه تعطيلي فوتبال بسياري از فوتباليستها رو نگران كرده بود. تحليل برخي اين بود كه رژيم شاه با ورزش فوتبال جوانان رو سرگرم ميكرد و جوانها از واقعيت هايي كه در كشور و پيرامونشان ميگذشت غافل بودند.
من هم مثل بقيه نگران بودم كه نكنه فوتبال تعطيل بشه، اما هر طور كه بود اين ورزش با تاييد صاحب نظران، « كج دار و مريز» راه خودش رو ادامه داد.
در دهه شصت پخش مسابقات فوتبال خارجی از تلویزیون محدود به ده دقیقه آخر برنامه ورزش و مردم یکشنبه شبها و بعد از ظهر پنج شنبهها، آن هم به صورت خلاصه و از کشورهای درجه دو فوتبال اروپا مانند اسکاتلند و یونان و ... بود. دلمان لک میزد تا یک فوتبال شش دانگ جذاب ببینیم. تمام هفته را انتظار میکشیدیم تا چند دقیقه فوتبال خارجی ببینیم. بازیهای دوستانه ملی هم بیشتر با کشورهای بلوک شرق مانند: آلمان شرقی، لهستان، کره شمالی و غیره بود.
در نوجوانی و حدود 14 سالگی در تیم محلی خیابان دریای دوّم به نام«پیام» در زمینهای خاکی بازی میکردم. بچههای محل با روی هم گذاشتن پول و خرید توپ و پیراهنهای ورزشی این تیم را درست کردند. در این تیم آقای محسن بهنام که شغل شیرینی پزی داشت سمت سرپرست و مربی و من عنوان کاپیتانی را داشتم. برای انجام بازیهای دوستانه با فولکس استیشن آقای بهنام یا موتور و دوچرخه، خودمان را به زمینهای فوتبال میرساندیم. همین ماشین، رختکن و دوچرخه و موتور و شاخههای درختان اطراف زمین جالباسی بچهها بود. بعد بازی اگر برنده میشدیم، شاد و خوشحال همدیگر رو تشویق میکردیم و ما وقع بازی رو با آب و تاب برای هم تعریف میکردیم. ولی اگر بازی رو میباختیم مغموم و سر افکنده سر هم غر میزدیم و باخت رو به پای هم میانداختیم. در هر صورت با سر و صورتی خاکی و کثیف لباس میپوشیدیم. چه حالی داشت گذاشتن دهان لب شیر آب و خوردن یک شکم آب بعد از یک بازی سخت. اکثر مواقع در روزهای تعطیل تا سه تا بازی میکردیم، و هلاک و زخمی خودمان را به خانه میرساندیم. حمام هم که محدود میشد به دست و صورت رو آب زدن و شستن پاها.
تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori