‌ 🔹روایتی‌ ساده از زندگی ۱.. ✍ مرحوم سید محمد نظری‌ هاشمی‌

‌ 🔹روایـتی‌ ساده از زندگی 1

✍ مرحوم سید محمّد نظری‌ هـاشمی‌

@oralhistoryiran
🔸در محلۀ قدیمی پایین خیابان کوچه ایست به نام باغ حسن‌ خان کـه حدود70 سال پیش بعضی از منازل مسکونی‌اش وسیع و باغ‌گونه بود‌.این کوچه پراز چرگاه‌ از‌ نـهر همیشه روان میان شهر مـوسوم بـه«جویی خیابان»سهم آبداشت.آب از درون جویی به عرض یک متر سراسر کوچه را می‌پیمود و واردخانه باغ ما می‌شد و بعد از زیر دیوار‌ همسایه به بیرون می‌رفت.خیلی پیشترهاکسی با مختصر دستکاری در جوی وسط حـیاط،حوضچه‌ای برای آبتنی تابستان‌ها به وجود آورده بود.
🔹این باغ و جوی و حوپچه همۀ دنیای کودکی مرا تشکیل می‌داد و اینک در‌ پیرانه‌ سری،آن‌گاه که چشم‌هایم را می‌بندم بازهم برگ‌های روی آب را تا زیر دیوار همسایه دنبال می‌کنم.
بـه اسـتناد شجره‌نامۀ خانوادگی و به اعتبار القابی که جلو همۀ اسامی اجداد ذکر شده‌،ما‌ خانواده‌ای بلندتبار بودیم.به گفتۀ مرحوم پدرم،اسلافش عموما در زمرۀ اعیان و حاکمان محلی بودند،اما من احتمال می‌دهم این القـاب بـیشتر در ارتباط با شأن سیادت به اجدادم تعلّق‌ گرفته‌ باشد.
🔸در شناسنامه، روز تولّدم اول آبان 1320 ذکر شده،لیکن با توجه به خاطراتی که هنوز در ذهنم مانده است،باید یکی دو سال از سن شـناسنامه بـزرگتر باشم‌.شغل‌ پدرم‌ خرید و فروش کلی پشم بود‌.و روی‌ هم‌ رفته وضع معیشتی مناسبی داشتیم.به همین جهت تبعات جنگ دوم-که بسیاری از مردم مشهد را آزارد-گریبان خانوادۀ ما را‌ نگرفت‌.
🔹طبق‌ رسـم آن ایـّام از چـهار سالگی به مکتب‌ رفتم‌ و پیـش از ورود بـه دبـستان خواندن را می‌دانستم.دورۀ شش سالۀابتدایی را در دو مدرسۀ پهلوی و شرافت تمام کردم‌.بعد‌ از‌ امتحانات کلاس دوم،به اتفاق پدر،مار و خواهرم به عتبات مشرّف‌ شدم.این سـفر بـیش از سـه ماه طول کشید،چون وفتی برگشتم چند روزی از شـروع کـلاس‌ها گذشته‌ بود‌.
دورۀمتوسّطه‌ را نیز در دو دبیرستان خسروی و امیر کبیر به پایان بردم‌ و در‌ خرداد 1339 دیپلم ریاضی گرفتم.در آن سال‌هاکنکور دانشگاه سراسری نـبود.هـر دانـشگاه برای خود آزمونی‌ جداگانه‌ برگزار‌ می‌کرد.در یکی دو رشته،در شهری دیـگرقبول شدم،اما ترجیح دادم‌ برای‌ فرار‌ از سربازی و شرکت در کنکور سال بعد،دورۀ یک سالۀ تربیت معلّم را بگذرانم‌.درطول‌ ایـن‌ یـک سـال به شغل معلّمی علاقمند شدم.
🔸و چنین بود که پس از پایان تربیت‌ مـعلّم‌،در مـهر 1340 به استخدام فرهنگ(آموزش و پرورش)درآمدم.چون جزءسه نفر اوّل‌ بودم‌،محل‌ خدمتم نزدیک‌ترین حومه یعنی مرکز بـخش طـرقبه و در دبـیرستان اوحدی طرقبه تعیین گردید.
📚تاریخ پژوهی » پاییز و زمستان 1386 - شماره های 32 و 33

🌐 تاریخ شفاهی
@oralhistoryiran