ستاره پنهان ۴. روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان. به قلم دکتر مرضیه داود پور

ستاره پنهان 4
روایتی از زندگی کلنل محمد تقی خان پسیان
به قلم دکتر مرضیه داود پور
@oralhistori
اما حوادث بعد ازفوت آن مرحوم : عصر جمعه 11 میزان جمعیت کثیری که شاید چهار هزارنفر بیشترمی شد ازمرد وزن دردو به غروب به مقبره ومزارمرحوم کلنل محمد تقی خان حاضرشده اکثر جوانان دسته گل های قشنگ وزیبا برای تقدیمی مقبره آن مرحوم آورده وقبلاً قبر آن مرحوم را با گل تزئین کرده بودند . درواقع خرمنی ازگل بود وتمثال نازنین آن مرحوم را هم بالای قبرنهاده وغم والم همه حضاررا تجدید می کرد . دریک ساعت و نیم به غروب شروع به نطق وخطابه شده ، اول شیخ یوسف خان خطابه را که آقای صمصام خان تقدیم کردند قرائت کرده وبعد آقای میرزا تقی خان فغانی خطابه ذیل را در نهایت طلاقت لسان با آواز رسا ئی که همه حضار مستفیض شدند قرائت کردند که ما عین آن را نقل می نماییم ........
تقریباً یک ماه ازاین قضیه گذشت .قوای قزاق به مشهد آمده وعده ای را دستگیرکرده وسکونت وآرامی درشهربرقرار شد . با وجوداینکه نبش قبردراسلام جایزنیست بر حسب اصرار قوام السلطنه رئیس الوزراء وقت یک کلاه شرعی برای این اقدام درست نموده ودرلیله سیزدهم عقرب 1300 شبانه قبر آن مرحوم را نبش و جنازه را از مقبره نادرشاه خارج ودریکی از قبرستا ن های معمولی موسوم به سراب بدون هیچ آثاری مدفون نمودند.
مرحوم نظام السلطنه که درآن وقت ایالت خراسان بود یک صد تومان از جیب پر فتوت خود کار سازی نمود که سنگ قبری تهیه وتا مدتی قبر آن مرحوم از حوادث روزگار محفوظ بماند . سنگ بزرگی تهیه ولی در وقت حمل و نقل آن سنگ از گاری به زمین خورد و دو قسمت گردید . سنگ مزبور را نیز مانند سر و بدن صاحبش به یکدیگر ملحق نموده و در روی قبر آن مرحوم قرار دادند . کسانیکه حوادث روزگار گذارشان را به مشهد اندازد اگر به زیارت قبر آن مرحوم بروند اثر شکستگی سنگ قبر از بی مهری فلک یک درس عبرتی به آنها خواهد آموخت . قاهره ـ لیله دوم ژوئن 1927 حبیب الله پوررضا
نجیب ترین ایرانی ، قسمتی از رساله خانم آلمانی فراو " کنایر" :
به عقیده من اگر دیدن وشناختن مردمان بزرگ در دور زندگانی به کسی نصیب گردد عنایت مخصوص خداوند بر او شامل گشته است . من نیز از همین نقطه نظر معارفه آن ایرانی اصیل فداکار از جان نترس وطن دوست یعنی کلنل محمد تقی خان سلطان زاده را برای خود عنایت می پندارم . با اینکه این شخص سه سال تمام است درراه وطن که آن را با جان دوست می داشت شهید شده با این همه یاداودردل ما و دوستان آلمانی همیشه زنده است . چون افتخار جمع آوری اسباب ومتروکات مرحوم وفرستادن آنها به ایران به من محول شده بود بدین فرصت توانستم اوراق او را ببینم وازدرجه کاروکوشش های او تا به اندازه خبردار گردم .آشنایی ما با اودرژانویه 1919 شد که برای تحصیل درس پیانو به خانه ما آمد وشوهرمن اورا به شاگردی قبول کرد . درجه کوشش اودریادگرفتن پیانو ومخصوصاً سعی اودرتربیت انگشتان که برای پیانو چندان آراسته نبودند اسباب حیرت ما می شد . خیالش بازخدمت بزرگی به ایران از این راه بود وهمواره با تِأ سف ازاینکه درایران هنوزاشارات موسیقی معمول نبود یاد می کرد ووقتی فهمید که استادش " کریستیان کنایر" خود نه تنها معلم موسیقی بلکه هم نوا پرداز است وازاین جهت آرزو ونقشه های شاگرد را خوب می تواند درک کند بسیار شاد وخوشوقت گردید واگربعدازمراجعت به ایران خیالاتش انجام می یافت یقیناً در تجدید موزیک ایران ومعمول کردن نت سعی بزرگی می کرد . درمقدمه همین خیال بود که تقی خان دو قطعه دفترموزیک را نشرکرد . کوشش وپشت کارتقی خان در علوم ریاضی ازاین کوشش وی درموسیقی کمترنبود .

تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori