جاذبه سخن گفتن دکترشریعتی. 🔴🔴🔴

جاذبه سخن گفتن دكترشریعتی
🔴🔴🔴
@oralhistoryiran
فردي فوت شده بود و مادر و همسرش پيش ما آمده و مي‌گفتند در آن شبهايي كه دكتر شريعتي تحت نظر بود و نمي‌توانست براحتي اين سو و آن سو برود، يك شب از فوت آن مرحوم، دكتر به سراغ ما آمد و چنان درباره مقولاتي صحبت مي‌كرد و آن شخص متوفي را از ذهن ما خارج كرد كه ما با خود گفتيم «كاش چند سال پيش مرده بود»! و چنين قادر بود بر روح مخاطب خودش سيطره پيدا كند و رنج و درد را از ذهن افراد خارج كند.
@oralhistoryiran
نوع سخناني كه مي‌گفت جذاب بود. حتي گفته مي‌شد كه وقتي در زندان بوده، سربازها و نگهبانها را هم جذب كرده بوده و بعضي از آنها علاقمند بوده‌اند كه به نگهباني او بروند در سخنراني‌ها هم چنين بود. ساعتها سخن مي‌گفت و نبض جمعيت را به دست مي‌گرفت و در همين تالار رازي، جمعيتي كه در بالا و پايين موج مي‌زد را ميخكوب مي‌كرد. او خوب حرف مي‌زد و حرف خوب مي‌زد و همه را مجذوب مي‌كرد، و تا پايان‌ سخنراني‌اش، همه را بر جاي مي‌نشاند، به طوري كه هيچكس و حتي خود او زمان را حس نمي‌كرد.

دانشجويان خيلي تحت تأثير دكتر بودند و حتي رفتارش را تقليد مي كردند. اين بچه‌ها كه شيفته او بودند، توقع نداشتد كه دكتر به آنها نمره ندهد و يا نمره ناتمام (ن) بدهد. به ياددارم در يك درس دكتر به عده زيادي «ن» داده بود. بچه‌ها كه بعضي متوجه نمي‌شدند كه او چه مي‌گويد، پرسيدند كه ماجرا چيست؟ من مي‌گفتم كه «او سيد جمال زمان خواهد شد.» دكتر خودش به دو تا «جيم» علاقه داشت: جمال (سيد جمال‌الدين اسدآبادي) و جلال (آل احمد). به «اقبال لاهوري» نيز بسيار علاقه داشت، ولي به لحاظ آوايي، از آن دو جيم خيلي ياد مي‌كرد.
🔴خاطره از: نقی لطفی/به نقل از شریعتی در دانشگاه مشهد

تاریخ شفاهی
ارسال نظر. @oralh
https://telegram.me/oralhistoryiran