🔹 پیش داوری.. جوانک راهش را کج کرد و زیر لب گفت: من دانشجویم پولم کجا بود؟

🔹 پیش داوری

عصا زنان و آرام نزدیک شد و در حالی که تلاش می‌کرد نفسی تازه کند، گفت: «پسرم، خیر از جوونیت ببینی، یه کمکی به من می‌کنی؟»
جوانک راهش را کج کرد و زیر لب گفت: من دانشجویم پولم کجا بود؟
پیرزن چند قدم دیگر دنبالش آمد و صدای خواهشش به گوش رسید که: «از صبح هیچی نخوردم، یه کمکی بکن دیگه! منم جای مادرت...»
جوان با پرخاشگری برگشت و همین که خواست به پیرزن بگوید که پولی برای کمک ندارد؛ پیرزن اسکناس ده هزار تومانی را سمتش گرفت و گفت: «خیر ببینی، من پا ندارم برم اون طرف خیابان، از سوپرمارکت یک چیزی بخر برام، ثواب داره، مادر!»

〰〰〰〰〰〰〰〰

🖊 پارسی را درست بیاموزیم

https://t.me/joinchat/AAAAAEGB2GsvoJEB5fYvVw
🌷🌷🌺🌺🌷🌷