🔷 فلانی ماستش را کیسه کرده.. در روزگاری نه چندان دور وزیر شاه عباس به او گفت:

🔷 فلانی ماستش را کیسه کرده

در روزگاری نه چندان دور وزیر شاه عباس به او گفت:
قوت(غذای) بیشتر مردم فقیر ماست است و ماست بندها نیز مرتب قیمت ماست را بالا می‌برند، حکمی صادر فرمایید که قیمت ماست‌ها زیاد نشود…. تا به مردم بیچاره فشار وارد نیاید.
پادشاه نیز امر می‌کند که قیمت ماست نباید از فلان مقدار بیشتر شود.
از این ماجرا مدتی می‌گذرد تا این‌که روزی به پادشاه خبر می‌دهند که ماست بندهای شهر دو نوع ماست می‌فروشند. ماست شاه عباسی که به قیمت اعلام شده به فروش می‌رود و ماستی که به قیمت بالا تر عرضه می‌گردد.
پس از این خبر پادشاه یک روز با لباس مبدل به بازار می‌رود و درخواست ماست می‌کند. ماست بند می‌گوید: چه ماستی می‌خواهی؟
پادشاه با تعجب می‌پرسد: ماست می‌خواهم دیگر! چه فرقی می‌کند؟
ماست بند می‌گوید: گویی تازه به این مملکت آمدی؟! در این ولایت دو نوع ماست داریم. ماست شاه عباسی که همان دوغی است که در جلوی در است و به قیمت اعلام شده به فروش می‌رود و ماستی هم پشت دکان داریم که ماستی سفت و آب رفته است و قیمتش بالاتر از قیمت اعلام شده است. حالا از کدام می‌خواهی؟
پادشاه دستور می‌دهد که ماست بند را وارونه از در دکان آویزان کنند و کمرش را محکم ببندند و تمام ماست‌های آب بسته را در پاچه‌های شلوارش بریزند و بعد پاچه‌هایش را محکم ببندند و آن قدر در آن حالت بماند تا تمام آب ماست‌ها کشیده شود.
بعد از این حکم تمام ماست بندها از ترس شاه ماست‌های خود را در کیسه کردند و مقابل در دکان آویختند.
این شد که از آن پس هر کسی که کاری را از روی ترس و اجبار انجام می‌دهد می‌گویند که:
فلانی ماستش را کیسه کرده است!

〰〰〰〰〰〰〰〰

🖊 پارسی را درست بیاموزیم

https://t.me/joinchat/AAAAAEGB2GsvoJEB5fYvVw
🌷🌷🌺🌺🌷🌷