💥 جهل و نادانی …مردی متدین همسایه‌ای کافر داشت.. خدایا!

💥 جهل و نادانی


مردی متدین همسایه ای کافر داشت .
هر روز و هر شب همسایه ی کافر را لعن و نفرین می کرد .
خدایا! جان این همسایه ی کافر مرا بگیر و مرگش را نزدیک کن!! ( طوری که مرد کافر می شنید )
زمان گذشت و آن فرد متدین بیمار شد...
دیگر نمی توانست غذا درست کند ؛ ولی غذایش در کمال تعجب سر موقع در خانه اش حاضر می شد .
مرد متدین می گفت :خدایا! ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام حاضر و ظاهر میکنی و لعنت بر آن کافر خدانشناس که تو را نمی شناسد...!
روزی از روزها که می خواست برود و غذا را بردارد؛ دید این همسایه ی کافر است که برایش غذا می آورد ...
از آن شب به بعد مرد متدین قصه ديگر در هنگام عبادتش می گفت:
خدایا ! ممنونم که این مرتیکه ی شیطان را وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی....!

جهل امری است که با هیچ صراطی راهش تغییر نمی کند.


〰〰〰〰〰〰〰〰

🖊 پارسی را درست بیاموزیم

https://t.me/joinchat/AAAAAEGB2GsvoJEB5fYvVw
🌷🌷🌺🌺🌷🌷