آموزش علم سیاستاندیشه سیاسیجامعه شناسی سیاسی مسائل ایران حیدر ولی زاده دانشجوی دکتری علوم سیاسی نظرات و پیشنهادات وب سایت:مشاوره کنکور علوم سیاسی
موازنهی قدرت (Balance of Power)
✅ موازنه ی قدرت (Balance of Power)
تئوری توازن قوا (Balance of Power) که جزء تئوریهای کشمکش و منازعه است کوششی از جانب واقعگرایان و رئالیستها می باشد که هم برای تبیین دوران تاریخی مبتنی بر توازن قوا ارائه شده است و هم برای توصیه به سیاستمداران؛ توصیه برای سیاستی که اساس آن را موازنهی قدرت شکل دهد.
توازن قوا دارای معانی مختلفی است . برخی آنرا وضعیت یا شرایطی دانستهاند که رضایتخاطر نسبتا گستردهای از توزیع قدرت وجود دارد. به عبارت دیگر، قدرتهای مهم و عمده از نحوهی توزیع قدرت راضی هستند.
عدهای اعتقادشان بر آن است که توازن قوا به نظام و سیستمی اشاره دارد که بازیگران اصلی، هویت، تمامیت و استقلال خود را از طریق فرایند ایجاد توازن، تأمین و حفظ میکنند. بنابر تعریف بعضی محققان دیگر، موازنهی قدرت، قانون رفتار دولتهاست، بدین معنا که آنان در صورت رویارویی با قدرتی متجاوز و برهمزنندهی تعادل، به تأسیس یک ائتلاف متوازنکننده مبادرت ورزیده و از ظهور قدرتی مسلط و برتر جلوگیری میکنند.
مفهوم موازنهی قوا، بنا به مقتضیات گوناگون اوضاع بینالمللی، معانی مختلفی چون توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم، و تفوق نیرو پیدا کرده است.
مثلا ارنست هاس برای مفهوم موازنهی قدرت 8 معنا برمی شمارد که عبارتند از: 1ـ هرگونه توزیع قدرت، 2ـ نوعی فرایند تعادل یا متوازنسازی، 3ـ استیلاء یا طلب استیلاء، 4ـ ثبات و صلح در حالت اتفاق قدرتها، 5ـ بیثباتی و جنگ، 6ـ سیاست مبتنی بر قدرت به معنی اعم، 7ـ نوعی قانون جهانشمولی تاریخی، 8ـ نوعی نظام و راهنما برای سیاستگذاران.
نظریهی موازنهی قوا بر اصل «قدرت» استوار است. تئورسینهای توازن قوا در مورد چگونگی حفظ صلح از طریق موازنهی قوا چنین استدلال میکنند: روابط میان دولتها بر اساس قدرت و منافع ملی استوار است و همهی دولتها در تلاشاند تا حداکثر قدرت را به دست آورند و منافع ملی خویش را تحقق بخشند.
در این راستا بهطور طبیعی، دولتها و کشورها در یک روند رویارویی و مبارزه قرار دارند. هر یک برای بقاء و نیرومند شدن یا قدرتمند ماندن، تلاش بیوقفهای را به صورت اتحاد و ائتلاف با برخی دولتها انجام میدهند. بنابراین نتیجهی چنین اتحاد و ائتلافی، موازنهی قدرتی است که جلوی تجاوز را گرفته و صلح و ثبات را موجب میشود.
در واقع، بنیان تحلیل نظریهی موازنهی قوا بر این اصل مبتنی است که قدرتها تنها به وسیلهی قدرت، قابل مقابله، کنترل و محدود شدن است. توازن قوا، موجب تعادل و ثباتی میگردد که ضامن صلح و امنیت بینالمللی است، زیرا بر اساس توازن قوا، وضع موجود با قدرت مقابلهکننده در برابر متجاوز که برهمزنندهی وضع موجود است حفظ میشود و از وقوع جنگ و دگرگونی در موازنه جلوگیری میشود
#علوم_سیاسی
#موازنه_قدرت
#واقع_گرایان
#رئالیست_ها
#قدرت
☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇
🅾️ @po_science