️ بناپارتیسم …

✍️ بناپارتیسم

#اصطلاح_شناسی

▪️ به طور مرسوم بناپارتیسم Bonapartism به معنی نوعی حاکمیت است که از دیدگاه‌های سیاسی ناپلئون بناپارت اول (1815-1800، Napoleon Bonaparte I) و برادر زاده او، ناپلئون سوم (70-1852، Napoleon III) الهام می‌گیرد.

▪️ به اعتقاد ناپلئون بناپارت اول، حاکمیت می‌باید بر پایه‌ی موازین دیکتاتوری نظامی بنا شود. در حالی که ناپلئون سوم به حاکمیت مطلق‌گرا، توتالیته و شاید از همه مهمتر ایجاد توازن قوا یا به عبارتی تعادل قدرت بین طبقات و اقشار مختلف اجتماعی اعتقاد داشت. بعدها این دیدگاه و نوع حاکمیت مورد توجه خاص کارل مارکس قرار گرفت و توانست نظریه خاصی به نام نظریه بناپارتیسم را تبیین کند.

▪️ یکی از ویژگی‌های بارز این نظریه این است که دستگاه‌های دولتی زمانی به یک نوع استقلال مدنی و سیاسی خواهند رسید که بتوانند بین طبقات و اقشار مختلف جامعه نوعی موازنه‌ی قدرت به وجود بیاورند، یا به عبارتی پیش شرط استقلال دستگاه دولت در گرو این است که دولت بتواند شرایطی به وجود آورد که اقشار مختلف جامعه یک دیگر را در حالت کیش و مات نگه دارند. به عنوان مثال، نظریه پردازان مارکسیستی سعی کردند که موقعیت قدرت و نقش هیتلر را در سال‌های 1930 در آلمان، با کمک نظریه بناپارتیسم توضیح و تشریح کنند.

▪️ بنابر تبیین مارکسیست‌ها، یکی از دلایل عمده‌ی معضل هیتلر، عدم وجود موازنه‌ی قدرت بین طبقات و اقشار اجتماعی آلمان بود. در نتیجه، این دیدگاه معتقد است که دلیل پیدایش رژیم‌های توتالیته‌ی پادشاهی در اروپا در قرن 17، کاهش کمی طبقه‌ی فئودال‌ها، و افزایش کمی طبقه کارگر و شهرنشین در جوامع اروپایی بوده است.

منبع:
کتاب دانش نامه در علم سیاست، نوشته علی رحیق اعضان، با همکاری مارک گلی، انتشارات فرهنگی صبا، 1384.

#علوم_سیاسی
#آموزش_سیاسی
#بناپارتیسم

🅾️ @po_science