«اندیشه بر انگیز‌ترین امر، در زمانه‌ی اندیشه بر انگیز ما، آن است که ما هنوز اندیشه نمی‌کنیم»

.
"اندیشه بر انگیز ترین امر، در زمانه ی اندیشه بر انگیز ما، آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم"

هایدگر

"اندیشیدن" چیست؟

هایدگر به ما می گوید که ما اندیشه نمی کنیم، او صراحتن می گوید حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" ادعای بزرگیست، یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟

هایدگر به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات در ذهن، پر کردن اطلاعات از انواع و اقسام علوم در ذهن، به معنای اندیشه کردن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود آلفرد وایتهد می گوید؛ "تمامی تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"

اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا دانش می پندارد و ثانیا گرچه دانش هم که باشد، اما انباشته شدن دانش در ذهن به معنای تفکر نیست اما او تفکر اش می انگارد، ذهن یک نوجوان را پر می کنند از خرافات مذهبی، خرافاتی که الحق و الانصاف تالیف ها و کتاب های فراوان راجع به آن نگاشته شده است، فی المثل بحار الانوار مجلسی که او و همدستانش کوشش فراوانی برای جمع آوری آن حجم عظیم خرافات کرده اند و امروزه از همان منابع روحانیت و آموزش و پرورش شانزده هزار ساعت وقت کودکان و نوجوانان را لگد مال می کند و ذهنشان را به لجن می کشد، اما آیا انباشته شدن این اطلاعات در ذهن فرزند تو و خواهر من و برادر دیگری و ... به معنای اندیشه را به آنان آموختن است؟


خرافات بحار الانوار مجلسی را فراموش کنید، آیا انباشته شدن دانش فلسفی در ذهن به معنای تفکر است؟ انباشته کردن اطلاعات ولو اینکه اطلاعات درجه یک و به روز شده ای باشد، که مرض بشر امروز نیز همین است که می خواهد هر چه که در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" "تفکر کردن" اما آیا اندیشه سرعت بر می دارد؟ راه اندیشه، اتوبان نیست که سرعت بردار باشد، سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و امروز بوسیله ی شبکه های اجتماعی حتی فیلسوفی مثل هایدگر نیز در حد چند پستی که کل تفکر او را به داعش یا فاشیزم نسبت دهند تنزل پیدا کرده است، این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و این سخن که؛ " اندیشه بر انگیز ترین امر در زمانه ی اندیشه بر انگیز ما آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم"


او خود را یا بی نیاز از بررسی می داند، یا به حدی مساله را تنزل می دهد و سطحی اش می کند که ارزش آن چنان وقت گذاشتنی نداشته باشد، می خواهد راجع به هایدگر صحبت کند، یا هر فیلسوف دیگری، ابتدا او را و اندیشه اش را تا حد یک نازی بودن تنزل می دهد، قامت اندیشه ی او را به قامت قد کوتاه اندیشه ی او قامت گرفته و تنزل داده و سپس که هم قد شدند، و مساله سطحی شد، در همین سطح و سطح ابتذالی شروع به، به لجن کشیدن آن متفکر می کند چرا که بدون تنزل بخشیدن و بدون سطحی کردن و پایین کشیدن او نمی تواند او را تنزل دهد و از ارزش ساقط کند!

📝...ادامه👇👇👇

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper