🍀مرگ سقراط.. رومانو گواردینی.. بالاخره، سقراط به مرگ، محکوم شد

🍀مرگ سقراط

رومانو گواردینی

بالاخره ، سقراط به مرگ ، محکوم شد . اکنون او باید خود را براى مرگ آماده کند. کسانى گرد او جمع شدند و از او خواستند که از عقاید خود دست بردارد تا حکم دادگاه درباره او اجرا نشود.
سقراط، گفت : هرگز به حقیقت ، پشت نمى کنم . من آنچه را که فهمیده ام ، گفته ام و از آن ، دست بر نخواهم داشت .
گفتند: فقط براى نجات خود، سخنى باب میل آنان بگو . پس از آن که آزاد شدى ، باز به عقاید و باورهاى خود بازگرد . سقراط گفت : هرگز چنین نخواهم کرد . من مرگ را پذیرایم ، ولى دروغ را تن نمى دهم .
شاگردانش ، گریه مى کردند و ضجه مى زدند . یکى از آن میان گفت :اى استاد!اکنون که دل به مرگ داده اى و خود را براى سفر آخرت آماده مى کنى ، ما را بگوى که پس از مرگت ، تو را در کجا و چگونه ، به خاک بسپاریم . سقراط تبسم کرد و گفت : پس از مرگ ، اگر مرا یافتید، هر کار که خواستید، بکنید.
شاگردان دانستند که استاد، در آخرین لحظات عمر خویش نیز، به آنان درس معرفت مى دهد و دریافتند که پس از مرگ انسان ، آنچه باقى مى ماند، خود او نیست ؛ بلکه مقدارى گوشت و استخوان است که اگر به سرعت ، آن را در جایى دفن نکنند، فاسد خواهد شد.
سقراط به آنان آموخت که آدمى ، پس از مرگ ، به جایى مى رود که زندگان ، او را نمى یابند و آنچه از او میان مردم ، باقى مى ماند، جسمى است که دیگر، ارتباطى و نسبتى با انسان ندارد. از این رو به شاگردانش گفت : اگر مرا یافتید، هر کار که خواستید، بکنید . یعنى شما مرا نخواهید یافت تا در این اندیشه باشید که کجا و چگونه دفن کنید .🍀

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper