این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
رنج دانستن نادانی!
💠 رنج دانستن نادانی!
✍️ دانایی و دانستن، آب گوارایی است برای نشاندن هُرم عطش یافتن مجهولات آدمی و کاستن از ناآگاهی های انسان که از گهواره تا گور انسان را در طلب خود به هر سو می کشاند. البته این کشش و کوشش در وجود انسانی ریشه می دواند که "بداند که نداند" و الا کسی که "نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابدالدهر بماند"!
دانایی و دانا شدن تحفه ای نیست که بتوان آن را بی هیچ رنجی به دست آورد. گویی رنج، همزاد ازلی و ابدی دانایی مقدر شده است. هم رنج رسیدن به دانایی و هم رنج تحمّل بار دانا شدن! برای نشستن بر صدر و ساقه ی درخت دانایی، باید پذیرای رنج ها باشیم. چه بسیار حکیمان و دانایانی که برای یافتن تنها یک حکمت، رنج محرومیت ها و گرسنگی ها و سختی ها را بر خود هموار نمودند و چه بسیار شاگردان و طالبان علم و آگاهی و دانایی که در پی معلم و استاد و دانای حکیمی، رنج سفرها و حرمان ها را به دوش کشیدند. اما این رنج ها فقط مقدمه ای برای چشیدن رنج اصلی دانایی است. رنج واقعی وقتی برای انسان شروع می شود که او آگاه و دانا و حکیم شود. چون دانایی، یک صیرورت و شدن است، صیرورت انسان بی خیال و بی درد به انسان دردمند دردآگاه!
شاید بپرسید مگر دانستن هم درد دارد؟ مگر یافتن و کشف مجهولات دردمندی می آورد؟ به پاسخ هزاران پرسش رسیدن، به قدر همان هزار پاسخ لذت به همراه می آورد. اما باید گفت در کنار هزاران لذت دانستن، فقط دانستن یک چیز است که درد را تا اعماق وجود انسانِ دانا می کشاند و آن هم دانستنِ نادانی است! در جامعه ای که دانایی بعد از هزاران دانایی، نادانی دیگران را نیز بداند و ببیند و بیابد، پای در مسیر راه پر رنجی گذاشته است که از میان تهمت ها و دشمنی ها و طرد شدن ها خواهد گذشت و در نهایت نیز "شوکران" دانستن نادانی های جامعه، جامی برای او خواهد ساخت تا سبکبال بنوشد و به یک باره از این همه رنج رهایی یابد!
وقتی سقراط، نادانی های پنهان "دانایان مشهور"، "مردان سیاسی"، "شاعران" و "هنرمندان" را دانست به این نتیجه ی رنج آور رسید که:
《کسانی که بیش از همه به دانایی شهره بودند، به نظر من زبون تر از همه آمدند و مردمانی که شهرتی به دانایی نداشتند، خردمندتر از آنان بودند》و در دادگاه آتن در تشریح زندگی دانای درمند شهر آتن می گفت:《... هر گاه به کسی می رسم که دانا می نماید به آزمایشش می پردازم و چون در می یابم که از دانایی بی بهره است می کوشم تا بر او روشن سازم که دانا نیست ... این کار چنان مرا به خود مشغول داشته است که نه به امور سیاسی می توانم پرداخت و نه به کارهای خصوصی خود، و این خدمت به خدا سبب شده است که در نهایت تنگدستی روزگار بگذرانم》
رساله ی آپولوژی افلاطون، روایتگر دفاعیه های سقراطِ دانای دردمندی است که به جرم زندگی آگاهانه و دانستن و کشف نادانی دانانماهای جامعه؛ در دادگاهی از جنس همان نادانی هایی که خود کاشفش بود، حکم مرگ گرفت! هر بار خواندن آپولوژی، دانایی جدیدی می آموزد، گویی سقراط پیر هنوز در حال دانستن نادانی های ما است!!
📚 نقل قول های سقراط از رساله ی آپولوژی از جلد اول مجموعه آثار افلاطون، ترجمه ی مرحوم محمدحسن لطفی از انتشارات خوارزمی است.
🔹ابوالفضل محمّدی
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper