این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
ارزش پول ملی، برایندی از سیاست، اقتصاد، و ایدئولوژی.. دلایل گوناگونی نیز میتواند مطرح باشد
ارزش پول ملی ، برایندی از سیاست ،اقتصاد، و ایدئولوژی
این روزها ارتباط میان سیاست(وشاید دیپلماسی) و اقتصاد برایمان پر رنگ تر شده است. دلایل گوناگونی نیز می تواند مطرح باشد. برخی معتقدند عملکرد نامطلوب خودمان نیز ، فرصت های مغتنم را از بین برده است. برخی دیگر قدرت مان در منطقه را راضی کننده و معیار عملکرد خوب دانسته اند. احتمالا می توان گفت نگاه از بیرون به داخل(Outside in) به سرزمین ما ، نگاه به یک کشور سرشار از ثروت است! فرقی هم ندارد که اروپا باشد ، روسیه یا آمریکا باشد ،ویا چین باشد. حتی برخی کشورهای ضعیف افریقایی نیز چنین نگاهی دارند! یک سرزمین خوش نقشه! خوش جا! ، و سرشار از منابع خدادادی . البته این نگاه در درون هم وجود داشته است و البته بخش قابل توجهی از گرفتاری ما شاید از همین نگاه منشا گرفته است!؟ ، بویژه از زمانی که ثروت ، به عنوان عامل مهم تاثیر گذار و پشتیبان در فرایند ها و کشمکش ها یا رقابت های سیاسی مورد توجه قرار گرفت!، و البته در جابجایی قدرت(در سطح میانه یا پایین) کارکرد خوبی هم داشته است. (انتخاب نمایندگان مجلس ، اعضای شورای شهر ، شهردار،...). اما این تمام موضوع نبوده است!؟ ثروت و میزان مداخله آن در رفتارها و تناسبات سیاسی در محیط داخل و بین الملل متفاوت است! بنابراین شاید بتوان گفت به همین دلیل است که ما خطرات فیات کارنسی یا «پول منتشر شده بدون پشتوانه» در داخل را درک نکرده ایم! (بخش بزرگ آن مربوط به انتشار الکترونیکی پول است). که البته در اینجا پای مولفه ایدئولوژی هم به میان میآید! وجه ایدئولوژیکی و منابع قدرتی مرتبط معیار و راهنمای (و شاید ابزار و مجوز) تولید بدون پشتوانه یا توزیع ،و یا اختصاص ثروت ،همچنین منابع ثروت زا بوده است. در مقاطع مختلف که اقتصاد بویژه در بخش تولید در حال جان گرفتن بود ، ملاحظات سیاسی ناشی از هدف تسلط یا عدم مهارت بخش های حاکمیتی ، ویا توصیه های نخبگان فکری نزدیک تر به حکومت ، و یا حتی ترس از پیامدهای صنعتی شدن! ،دایم معنای سد گونه ای در برابر قدرت گیری بخش خصوصی و ترس از مداخلات آن در حوزه های سیاسی، را به تصویر می کشید. شاید از اینجا بود که انحصار در مدیریت پول(وشاید هم رفتاراقتصادی ، مثل دلالی بجای تولید و واردات قاچاق) ، در مدلی خاص و نه آنهم فراگیر (به صورت اجماع فکری نخبگان) شکل گرفت. این انحصار ، بتدریج ثروت را به انحصار کشید! اما به تدریج این انباشت ثروت در گروه های خاص و نزدیک به ساختار حکومتی به حدی رسید که نیازمند طرح های کلان تری بود! اینجا طرز تفکر بود که مداخله جدی کرد. در دل این نگاه طرح های شخصی! با توجیهات گوناگون نیز جان گرفت و ایدئولوژی، فرصت مجازی را در گسترش ایده های حوزه نفوذ و حتی تسلط بر محیط پیرامون منطقه ای در قبال تهدید ها توجیه می کرد. هر چند تجربه ثابت کرد ، این فرض خود ساخته و خاص در محیط سعی و خطا نتوانست به خوبی پیش برود(با تقابل مواجه شد) ، اما برای اشخاص اجرا کننده قابل ملاحظه بود چرا که از طرف تایید کننده ، ماهیت ارزشی آن ایجاب می کرد که از فسادهای ضمنی یا مضررات فرصت های شخصی ایجاد شده در آن چشم پوشی شود!، و اجرا کننده نیز برایش دسترسی به نشان میتی کومانی! در حصول به اهداف شخصی مهم بود! البته این اهداف شخصی صرفا شخصی نبود و نشانه هایی آرمانی نیز داشت، اما محاسبات جدی بخصوص در بعد بین المللی و پیش بینی های لازم انجام نگرفت و ایده مبارزاتی حکم نهایی در میدان هزینه فایده را صادر می کرد! هزینه های بالا و ریخت و پاش های آن که نیازمند دلار هم بود ، مضافا تقابل منطقه ای و جهانی ، و فضای مطالباتی مردم پیچیدگی بیشتری برایمان بوجود آورد.بالطبع خروج از وضعیت فعلی نیازمند بازنگری و بازتعریف های جدی است. فرصت های جدیدی در پیش رو است. به عنوان نمونه پیمان های جدید که دریافت کالا یا خدمات از کشور های اروپایی بخش قابل توجهی از آن است، فرصت ورود تکنولوژی اروپایی بویژه تکنولوژی های مرتبط با علوم مهندسی ، تولید انرژی های تجدید پذیر با توجه به فضای مستعد ما ، و مدیریت و بازیافت و تامین آب ، و صنعت توریسم ....و مواردی اینچنین ، را برایمان بوجود آورده است که نیازمند توجه است.اندیشمندان ، سیاستمداران و تصمیم سازان نباید اجازه دهند فرصت های جدید دوباره در جریان فرایندهای قبلی قرار گیرد، هرچند موضوع قدرت در ابعاد نرم و سخت نیز بایستی جدی تلقی شود.
رضا میر
📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper