نتیجه گیری: …علامه طباطبایی یک فیلسوف سیاسی است

نتیجه گیری:


علامه طباطبایی یک فیلسوف سیاسی است. او دارای یک دستگاه منسجم فلسفه سیاسی است و بر اساس آن تحلیل فلسفه سیاسی ارائه میکند. بر پایه‏ تحلیلی که علامه طباطبایی الف) از ماهیت فرمانروایی و ارجاع آن به مالکیت و اختصاص دارد؛ و ب) از آنجا که فرمانروایی حاصل اجتماع و زندگی اجتماعی است و ج) اجتماع و زندگی اجتماعی نیز با تصمیم و اقدام آحاد انسانی پدید می‌آید؛ بنابراین فرمانروایی سیاسی از آنِ اجتماع و آحاد تشکیل‏دهنده آن است. چنین تحلیلی از جهت نظری، این امکان را به علامه طباطبایی می‌دهد که از مُلک اجتماعی و حکومت اجتماعی سخن گوید و إعمال و به کاربردن فرمانروایی سیاسی را به تفکر اجتماعی و شورا بسپارد. همچنین با تفکیکی که میان حقیقت فرمانروایی سیاسی و اَشکال و صور فرمانروایی اجتماعی و شرایط و ویژگی‏های فرمانروا می‌کند، جنبه نظری و فلسفی تحلیل علامه طباطبایی درباره‏ی فرمانروایی تقویت شده و انعطاف و امکان و شمول بیشتری در آن پدیدار می‏شود.
دیدگاه علامه طباطبایی درباره فرمانروایی و ارجاع آن به اجتماع، در عین استقلال و ویژگیهای منحصر به فرد، با رویکرد رضایت مبنا در نظریه های شهروندمحور شباهت دارد. دیدگاه علامه طباطبایی درباره قرارداد اجتماعی ناظر به «نظریه ادراکات اعتباری» است. بنا بر «نظریه ادراکات اعتباری» علوم انسان دو گروه‏اند: علوم نظری و علوم عملی. علوم نظری از واقع خارجی خبر میدهند و علوم عملی در واقع خارجی تصرف می‏کنند. از جمله علوم عملی یا ادراکات اعتباری، «اعتبار اجتماع» است. بنا بر تحلیل علامه طباطبایی انسان برای ورود به زندگی اجتماعی و استفاده از خدمت و منفعت دیگران می پذیرد که با آنان روابط متقابل استخدام برقرار کند و همان طور که از آنان بهره مند میشود، به آنان خدمت و منفعت برساند. بدین ترتیب هر فرد انسان وارد یک قرارداد عملی و ضمنی با اجتماع میشود و طرف قرارداد او هم اجتماع است و نه دولت. بنابراین، تعهد انسان به تبعیت از حکومت نیز، به مانند رعایت دیگر امور اجتماعی، از سوی فرد انسان خواهد بود. الزام اجتماعی که نتیجه مستقیم «اعتبار اجتماع» است یک الزام مشروط و مقید است به همین ترتیب الزام سیاسی نیز یک الزام مشروط و مقید خواهد بود.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper