اندیشه سیاسی سنکا.. هر دو هم اصل برابری انسان‌ها را قبول داشتند

🔆 اندیشه سیاسی سنکا

سنکا هم مانند سیسرو معتقد بود که طبیعت معیاری است که انسان باید هماهنگ با آن زندگی کند. هر دو هم اصل برابری انسان ها را قبول داشتند. سنکا معقتد بود که ارباب و برده فقط از لحاظ قرارداد حقوقی با یکدیگر تفاوت دارند. او در دفاع از برده ها گفت، بردگی، آنچنان که افلاطون و ارسطو گفتند، ذاتی و گوهری نیست، بلکه عارضی است. راه سنکا، مانند سیسرو و رواقیان نخستین، نظر ارسطو را که انسان ها به طور طبیعی نابرابرند به تندی رد کرد.

سنکا معتقد شد پادشاهی قدرتمند می تواند نظم را برقرار و حفظ کند. او بسیار کمتر از سیسرو به مقایسۀ شکل های حکومت توجه کرد، زیرا متقاعد شده بود که نمی توان دربارۀ حکومت بر حسب خوب بودن یا بد بودن قضاوت کرد بلکه آن را فقط باید بر حسب داشتن یا نداشتن فایده و بهره مندی ارزیابی کرد. حرف سنکا این بود که باید «نظم» را حفظ کرد و حکومتی بهترین است که بتواند نظارت مؤثرتری اعمال کند و نظم بهترین را برقرار نماید.

🔹 دکتر عالم؛ «تاریخ فلسفه سیاسی غرب

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper