این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
سنت مارکسیستی در جامعهشناسی سیاسی
سنت مارکسیستی در جامعهشناسی سیاسی
مارکس معتقد است طبیعت هر جامعه به شیوهٔ تولید مسلط بر آن جامعه بستگی دارد. این شیوهٔ تولید رابطهٔ بین افراد، گروهها، اندیشهها و ارزشهای مسلط در آن جامعه را تعیین میکند. بر اساس نظریات مارکس کار و سرمایه با هم در تضاد هستند، به تبع آن سرمایه دار و کارگر هم با هم در تضاد و مبارزهاند؛ این امر منشأ ایجاد طبقه و گروه اجتماعی میشود، در نتیجه اقتصاد زیر بنا است و بر اساس آن همه چیز از جمله طبقه، قانون، سیاست، حقوق و سایر مفاهیم شکل میگیرد.
اساس نظریهٔ جامعهشناسی سیاسی مارکس بر مبارزهٔ طبقاتی است، بر اساس نظر او طبقه یا طبقات فرودست در جامعه سرانجام با مبارزه و تضاد، اندیشهها و ارزش های طبقهٔ حاکم را رد میکنند، و اندیشهها و ارزشهای خود را جایگزین میکنند.نبرد یا تضاد طبقاتی عمدتاً از دو طبقهٔ صاحب ابزار تولید و تولیدکننده گان فاقد ابزار تولید تشکیل میشود.بر اساس نبرد طبقاتی و شیوهٔ تولید،مارکسیسم برای زندگی بشری پنج مرحله را در نظر میگیرد که شامل کمون اولیه، برده داری، فئودالیسم،بورژوازی یا نظام سرمایه داری و سرانجام سوسیالیسم منجر به کمونیسم میشود. در اندیشهٔ مارکسیسم دولت مظهر آشتی ناپذیری و تضاد طبقاتی است. دولت تشکیلاتی است که با استفاده از تمام امکانات خود، به انقیاد طبقهٔ محکوم در قبال طبقهٔ واجد ابزار تولید و سلطه میپردازد.
بر اساس نظریهٔ مارکسیستی، موضوع جامعهشناسی سیاسی، بررسی رابطهٔ دولت با ساخت طبقات اجتماعی است. از آنجا که در نگرش مارکسیستی با فراز و فرودهای خاص خود، روابط اقتصادی تعیین کننده ی همه سطوح حیات اجتماعی و سیاسی است؛ باید گفت که لزوم برخورداری دولت از یک موقعیت مرکزی در تحلیل مارکسیستی به هیچ وجه مسلم و بدیهی نیست. از منظر مارکسیسم دولت یک «روبنا» است که ماهیت آن کاملاً به وسیله ی تغییر در اساس یا زیربنای اقتصادی جامعه تعیین میگردد.
📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper