یک تعریف فوق العاده روان از پدیدار شناسی هرمنوتیکی خاص هایدگر؛

💎 یک تعریفِ فوق العاده روان از پدیدار شناسیِ هرمنوتیکیِ خاصِ هایدگر؛

هایدگر معتقد است که یکی از مشکلات فلسفه در غفلت از وجودِ اصیل "مفهوم ‌محوری" است. از نظر هایدگر، «مفهوم» در مقابل «معنا» قرار دارد. مفهوم یک امر انتزاعی است و با تحلیل عقلی به دست می‌آید؛ در حالی که معنا، یک امر انضمامی است و انسان‌ها در زندگی واقعی با آن مواجه هستند.

برای شناخت و فهم وجود، باید به معنای آن توجه کرد. فهم معنا نیز، روش‌شناسی خاص خود را دارد و این روش‌شناسی، همان پدیدارشناسی هرمنوتیکی است. پدیدارشناسی، روشی است که «دازاین» یا انسان، آن را به کار می‌برد. به این ترتیب، هایدگر برای فهم معنای هستی، توجه به «دازاین» را امری محوری می‌داند. دازاین را به «وجود هرجایی» یا «وجود این‌جایی- آن‌جایی» ترجمه کرده‌اند. منظور از دازاین، همان «انسان» است. وجود Being دارای ذات‌ها و حِصَصی است و یکی از این ذوات و حصص، انسان است.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper