جالبه بخوانید. شخصیت ناصرالدین شاه

جالبه بخوانید👇
شخصیت ناصرالدین شاه

ناصر الدين شاه شخصا باهوش بود و يك سوءظن غريب و حسد عجيبی داشت؛ دشمن آزادی و ترقی عموم بود و ابدا مرد نام‌آور و بزرگی در مملكت نمی ‌خواست؛ زياد پرخوراک بود؛ بلكه غالبا يا دائما در غير خواب و مواقع رسمی مشغول خوردن تنقلات بود؛ سفر و شكار را دوست می ‌داشت . عشق سفر فرنگستان تحميلات فوق العاده بر ايران وارد كرد. در عوض اينكه اقتداء به قوانين و عدل و علم و صنايع و اختراعات جديد اروپاييان نمايند، پول ايران را برده به عياشيهای ناگفتنی صرف كردند و راه متاع های غيرلازم را به ايران بازتر كردند .

معروف است كه ناصر الدين شاه در طاق كسری به رجال حاضر گفته بود، من عادلترم يا انوشيروان؟ از اطراف زبان تملق و چاپلوسی گشوده بودند؛ فرموده بود، از نظری من؛ چه انوشيروان مثل بوذرجمهر خدمتگزار داشت، من مثل شماها!»
كسی نبود كه به اين دشمن سرسخت آزادی و آبادی ايران بگويد تو كه خدمتگزاری چون امير كبير را كه بوذرجمهر زمان بود با تيغ بيداد كشتی و مرد متملق و فاسدی نظير ميرزا آقا خان نوری را، سالها بر مسند صدارت نشاندی و پيروان مكتب بوذر جمهر؛ يعنی مردانی نظير سيد جمال الدين اسدآبادی، ميرزا آقا خان كرمانی، روحی و حاجی سياح را از ايران بيرون راندی؛ چگونه از «عدل» سخن می‌گویی؟

ناصر الدين شاه در سال 1870 م. به زيارت قبر #امام حسين آمد و به آن تبرک جست و در اطراف قبر، به گريه و زاری پرداخت. يكی از خدام حرم حسينی در آن ساعت در حضور شاه رو به قبر كرد و گفت، السلام عليک يا ابا عبداللّه، در صحرای كربلا هل من ناصر می‌گفتی و كسی به نصرت تو نيامد، امروز به تو مژده می ‌دهم كه ناصر آمده است. البته مقصود او ناصر الدين شاه بود . شاه به قدری گريست كه بيهوش شد. گريستن اين شاه تفاوتی با گريستن همكارش، هارون الرشيد ندارد، هر دو فرومايه و عياش و خونخوار بودند و هر دو از ترس خدا به قدری می ‌گريستند كه بی هوش می شدند.

- سفرنامه حاج سياح ، محمد علی سياح
- خاطرات و خطرات، مخبرالسلطنه
- نقش وعاظ در اسلام، به قلم علی وردی

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper