این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
«فلسفه زیر سایۀ مرگ و جنگ» **
«فلسفه زیر سایۀ مرگ و جنگ»**
میلاد نوری
امروزه خبرها را بیش از گذشته میشنویم و بیش از پیش میدانیم که در جهان انسان ها چه میگذرد. از جنگ در سوریه و یمن گرفته تا نزاع در شرق آسیا و هر جای دیگری، همگی نشان از ناملایمات سرشت انسانی دارد. امروزها بیش از پیش میدانیم که دولتمردان و خودکامگان جهان چگونه زیر لوای تمدن و با شعار زندگی، آدمیان را به چاه مرگ میریزند. دولتهای مدرن نیز چون پادشاهان خودکامه عصر باستان، انسان ها را قربانی میکنند، نفرت میپراکنند و مرگ را میستایند.
نیچه در چنین گفت زرتشت به وصف واعظان مرگ مینشیند:«چه بسیارند واعظان مرگ... آنان خطرناکترین مردمانند... چادر ظلمانی شبِ ناامیدی را بر خود فروپوشاندهاند و مشتاق وقوع رویدادی کوچکند که پیامش مرگ باشد. ... خرد چنین کسانی فریادزنان میگوید: زندگی دیوانگی است و بدتر از آن دل بستن به زندگی است. ... هدف چنین مردمی دور ماندن از شر زندگی است و آنان را چه باک از آنکه با این کار دیگران را در بند کردهاند؟».
تمام ما صدای واعظان مرگ را شنیدهایم. میدانیم چه میگویند و چه میخواهند؛ واعظان مرگ جان مردمان را برای زندگانی خویش میستانند. آنان جنگ را بیش از صلح دوست دارند چراکه زندگانیشان در گرو مرگ کسانی است که قربانی میشوند. واعظان مرگ، ترور، وحشت و خشونت را ترویج میکنند و مردمان را «آواره» میکنند. آنان زندگی را هم فقط تا جایی میستایند که راه به مرگ میبرد.
این واعظان، مرگ را ترویج میدهند تا ملتها قربانی دولتها شوند؛ آنان از مفاهیم حقوق بشر، آزادی، تعالی، پیشرفت و امنیت سود میبرند، اما از تمام اینها معنایی را مراد میکنند که زندگی را به بند میکشد. دولتها که برای ملتها و مردمان ایجاد شدهاند، به تعبیر نیچه، «ساختههای مخترعان و گنجینه های فرزانگان را میدزدند و نام این دزدی را تمدن میگذارند، اما همه چیز در سایه قدرت آنان رنج و بلا میشود».
جهان پیرامون ما پر از خشونت و تهدید شده است. واعظان مرگ و دولتهای خودکامه از هر چیزی برای مرگ پل میسازند. هیچگاه یک فرد انسانی آغازگر جنگ نبوده است. جنگها را حکومت هایی آغاز میکنند که مرگ را تشویق میکنند تا قدرت و ثروت را تصاحب کنند. تمدنی که ایشان میسازند بر اندیشه مرگ مبتنی است؛ برای همین است که همواره آدمیان را درگیر جنگ و سرکوب میکنند.
در گذشته، درگیری آدمیان با مفاهیم جنگ و مرگ به جهت زمانی و مکانی محدودتر بود. در گذشته انسانها فقط در حیطه جغرافیای خاصی با جنگ مواجه بودند و در زمان محدودی، مرگ حاصل از جنگ دولتمردان را تجربه میکردند. اما اینک، زمانه دیگرگون است و ما به شکلی مداوم در جهانی زندگی میکنیم که پر از نزاع و کشمکش است و واعظان مرگ را میبینیم که تمام جهان را به آشوب می کشند تا منافع دولتها را تامین کنند.
فروید در بحبوحه جنگ جهانی در مقالهای با عنوان اندیشههایی در خور ایام جنگ و مرگ نوشته است: «در این جنگ، دو چیز موجد احساس سرخوردگی در ما شده است که عبارتند از اول اخلاقیات فرومرتبه حکومتهایی که در کشورشان خود را پاسدار ملاکهای اخلاقی جلوه میدهند ثانیا وحشیگری آن افرادی که بهسبب مشارکتشان در عالی مرتبهترین تمدن بشری، هرگز گمان نمیکردیم چنین رفتاری از خود بروز دهند».
میدانیم که آن جنگ هرگز تمام نشده است. اینک سرخوردگی ما بسی بیشتر از زمانی است که فروید در مقالهاش نوشت؛ زیرا ما با تمام جنگهایی که آدمیان با آنها درگیر میشوند، درگیریم. فهم مداومی که از جنگ، نزاع، مرگ و ملال در جهان پیرامون خود داریم، جان آگاه را ناامید میسازد. با سیطره واعظان مرگ که اندیشه مرگ را ترویج میدهند، حکمت را فرو میکشند، خیر را پایمال میکنند و زیبایی را زشت میشمارند، اندیشه اصیل که روی به زندگانی دارد، منزوی میشود. کسی که خواهان زندگی است، حتی اگر بخواهد «جنگ هفتاد و دو ملت را همه عذر نهد»، باز اندیشه به جنگافروزی خودکامگان آزارش میدهد. اندیشۀ زندگیخواه و زندگیبخش در زمانۀ مرگ و جنگ، تنها میتواند از سنخ انذار و انتظار باشد؛ با تقلّا برای حرکت به سویی که در آن، آدمیان اندیشۀ زندگی را برگزینند.
**این یادداشت با اندک تفاوتی در شمارۀ روز یکشنبه 23 تیرماه 98 در صفحه اندیشۀ روزنامه اعتماد، در ستون «اندیشه در اکنون» منتشر شده است.
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper