این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
هایدگر_شناسی …در جهان بودگی دازاین. Being in the world
هایدگر_شناسی
✅در جهان بودگیِ دازاین
Being in the world
✅شکافتن مسالهی" در بودن " و معنای اینکه" دازاین در جهان است".
هایدگر می خواهد تقابل بین سوژه و اُبژه را،عین و ذهن را از بین ببرد.
از نظر او یک نوع عدم تقابل وجود دارد بین این دو،به ۲ دلیل؛
۱.اینکه هایدگر با تجربه دکارتی از سوژه یا همان فاعل شناسایی می خواهد گسست فلسفی ایجاد کند.
۲.اینکه از نظر هایدگر شیوهی بودن (هستن) یا نحوهی وجودی برای سوژه و اُبژه یکی است(چیزی که نه برای کانت یکی است نه برای دکارت و نه برای لایب نیتس) و هر دو به شکلی از حاضر در دست بودن خودنمایی می کنند.(پس از نظر او از لحاظ اسنشل یا جوهری تفاوتی بین عین و ذهن وجود ندارد).
✅چرا تفاوتی ندارند؟
چون از نظر او رابطهی میان "من هستم"(I am به انگلیسی یا ich Bin به آلمانی)( که برای دکارت هم مطرح است) با مدل سوژه و اُبژه طراحی نشده،پس وقتی می گوییم "من هستم" در حقیقت می گوییم "من دارم سکنی می گزینم" نه اینکه من یک سوژه هستم و در مقابلم یک اُبژه هست.
پس پرسش دربارهی هستی همراه است با یک گرایشی یا یک پرسشی در مورد بودن و چگونگیِ بودن.
( باز تکرار می کنیم که ذات دازاین اگزیستنس است-->برون ایستایی است،یک نوع وجود اونتولوژیک است نه اونتیک، که این ذات اصلی دازاین است).
✅هایدگر در اینجا بحث فعلیت را مطرح می کند و می گوید:
دازاین یک فعلیت دارد،و فعلیتِ آن در جهان بودن است،شیوهی بودنش است،شیوهی هستنش است. و با این فعلیتش است که به خودش معنا می دهد(معنایش را خود به خود به دست نمی آورد).
دازاین با فعلیتی که در جهان دارد، به خودش معنا می دهد و می شود Da _ Sein اینجا بودن یا آنجا بودن یا ... .
✅حال، این فعلیت چیست؟
هایدگر می گوید این فعلیت، فعلیتِ بودن است،یا فعلیتِ وجود داشتن یا به عبارت ساده تر همان "در جهان بودن". پس "در جهان بودن"، "وجود داشتن" و "فعلیتِ بودن داشتن" هممعنی اند. و این دقیقاً قیامدر عالم یا هستن در عالم است و این در جهان بودن یک مفهوم یکپارچه و تجزیه ناپذیر است.
(این در جهان بودن نوعی در_بودن in_sein است).
✅منظور از این "در بودن" چیست؟
هایدگر می گوید این "در بودن" به این معنی نیست که چیزی در چیزی گنجانده شده.(چون وقتی می گوییم مثلا چای در فنجان است منظورمان این است که چای در فنجان گنجانده شده است) ولی در دازاین چنین چیزی نیست.
"در بودن " اینجا فضایی نیست بر خلاف نظر دکارت(چون از نظر دکارت ،اشیاء در جهان حالت طول و عرض پیدا می کنند و یک فضایی را اشغال می کنند، که در مقابلش شیء ذهنی یا معنوی یا درونی است) و هایدگر بر خلاف دکارت قائل است که دازاین در جهان طول و عرض ندارد،پس ما ادراک فضایی از دازاین نداریم بلکه ادراک اگزیستانسیِل داریم، ادراک وجودی داریم.
پس مشخص شد که از نظر هایدگر "در بودن" یک ویژگی اگزیستانسیل است و آن را نمی شود به عنوان شیوه ای از حاضر در دست بودن بدانیم.
✅آن چیزی که در جهان بودن را مهم می کند "ارتباط داشتن" است connectednes
هایدگر برای فهم این مطلب مثال میز را می زند. یک نیز که در کنار دیوار است،این میز با دیوار هیچ نوع ارتباطی ندارد، یا چای که در لیوان است هیچ نوع ارتباطی با هم ندارند و دو تا شیء کاملا بیگانه اند.
پس فقط دازاین با جهان ارتباط دارد.
✅نتایجی که تا اینجا گرفتیم این شد که ؛
۱."در بودنِ" دازاین ، در ارتباط بودن است ولی نه مثل اشیاء
۲."در بودنِ" دازاین یک "در بودنِ" اگزیستانسیل است،و کاتِگوریال (مقوله ای)نیست (نسبت دازاین با جهان مقوله ای نیست ،مثل اینکه در مقولات می گوییم مثلا کتاب از مداد بزگ تر است، نسبت دازاین با جهان این طور نسبتی نیست).
پس تفاوت گذاشتیم بین اگزیستانسیل و کاتِگوریال، یعنی وقتی گفتیم "در بودنِ" دازاین یعنی سکنی گزیدن در جهان، اینجا سکونت گزیدن به معنای یک نوع مشارکت و ارتباط معنوی و روحی است.
(پس اشیاء اصلا قادر نیستند که همچین ارتباطی با هم داشته باشند و رابطهی آن ها مقوله ای است).
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper