این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
🔴 بخش دوم یادداشت بررسى چگونگى پایان جنگ سردى دیگر …دولت امریکا سعى دارد با برنامه هاى فرهنگى تجاوزات خود را در میان ملت امریکا و
🔴 بخش دوم یادداشت بررسى چگونگى پايان جنگ سردى ديگر
دولت امريكا سعى دارد با برنامه هاى فرهنگى تجاوزات خود را در ميان ملت امريكا و حتى ساير ملل امرى عادى، انسان دوستانه و در راستاى گسترش صلح و دموكراسى در سطح جهان نشان دهد. امريكا سعى مى كند خود را نماد خير مطلق در جهان معرفى كرده و هر فرد و يا گروه و يا دولتى كه مخالف سياست هاى سلطه گرانه و تماميت خواه او باشد را مظهر شرارت و مانعى بر سر راه دموكراسى قلمداد كرده و در برابر سازمان هاى همچون سازمان ملل و يا نهادهاى بشرى همچون حقوق بشر معرفى مى كند.
در دوران جنگ سرد ۱۱ رییس جمهور بر ایالات متحده حکومت می کردند که عبارت بودند از هری ترومن، دوایت دی آیزنهاور، جان اف کندی، لیندون بی جانسون، ریچارد نیکسون، جرالد فورد، جیمی کارتر، رونالد ریگان و جورج اچ دبلیو بوش.
🔸 پیروزیطلبی آمریکای پساجنگ سرد دو نسخه داشت:
ولی، نسخه ى بیل کلینتون بود که ايجاد رفاه و ارزشهای بازار آزاد در سطح جهانی را تبلیغ میکرد. این رویکرد در حوزه سیاست داخلی احتمالا درست بود، اما در روابط و امور بینالمللی با نوعی بیهدفی همراه بود. آمریکاییها از درگیری با کشورهای خارجی خسته بودند و میخواستند از دوری، دوستی شان لذت ببرند. در نتیجه، دهه ى ١٩٩٠ فرصتی سوخته برای همکاری بینالمللی بود، مخصوصا برای مقابله با فجایعی مانند بیماریهای مسری، فقر و نابرابری. بارزترین نمونههای این فرصت سوخته را باید رزمگاههای جنگ سرد از قبیل افغانستان، کنگو و نیکاراگوئه دانست که ایالات متحده بعد از پایان جنگ سرد، نسبت به آنچه در آن کشورها اتفاق میافتاد از این بیتفاوتتر نمیتوانست عمل کند.
🔸نسخه ى دوم، نسخه جورج بوش بود. جایی که بیل کلینتون بر رفاه تأکید داشت، جورج دبلیو بوش بر سلطه تکیه میکرد. البته در این بین، ١١ سپتامبر به وقوع پیوست. شاید اگر بنیادگراها به واشنگتن و نیویورک حمله نمیکردند، هیچگاه این نسخه بوش زاده نمیشد. تجربه ى جنگ سرد مشخصا ایالات متحده را نسبت به چنین خشونتهایی شرطی کرده بود. به همین خاطر، بهجای حملات نظامی هدفمند و محدود و همکاری اطلاعاتی و امنیتی جهانی که میتوانست معقولترین واکنش ممکن باشد، دولت بوش تصمیم گرفت از هژمونی بدون رقیب خود برای اشغال و کشورگشایی در افغانستان و عراق استفاده کند. و این اقدامات دقيقاً به معناى تلاش برای مستعمرهسازی در قرن بیستویکم بود كه از لحاظ استراتژیک هیچ معنای ديگرى نداشت؛ آن هم برای قدرتی که هیچ علاقه برای مستعمرهداری ندارد، اما ایالات متحده از روی اهداف استراتژیک دست به این اقدام نزده بود. دولت آمریکا این کار را کرد چون مردمش خشمگین و وحشتزده بودند. دولت آمریکا دست به این کار زد چون میتوانست.
نسخه ى بوش از سوی مشاورانی در سیاست خارجی هدایت و رهبری میشد که جهان را برحسب دوران جنگ سرد درک میکردند. ذهنیت آنها همچنان بر قدرت، کنترل قلمرو و تغییر رژیم استوار بود. در نتیجه، دوران پساجنگ سرد نه یک انحراف، بلکه تداوم یک هدف تاریخی مطلق برای ایالات متحده بود، هرچند با تغییر نسلها، قدرت و توان ایالات متحده در حفظ استیلای جهانی خود کمتر و کمتر شده است.
🔸اگر چه جنگ سرد با فروپاشى شوروى در سال ١٩٩١ به پايان رسيد. اما آنچه دست خوش تغيير نشد، نزاع میان بایدها و نبایدها در امور بینالمللی در قالب نظم نوين جهانى است.كه اين روزها نيز در دو سوى جهان از طرف امريكا و روسيه ادامه داشته و به آن دامن مى زنند و به شرايط بحرانى نزديك تر مى شود.
با توجه به تجربه ى تلخ تاريخى كه برون رفت از اين رودررويى آغاز جنگ هاى نيابتى و يا حمله به كشور سوم است. و با لحاظ اينكه در بخش هاى از جهان امروز به ويژه منطقه ى مستعد خاورميانه، كه نزاعهایی بهخاطر قدرتگیری جنبشهای مذهبی و قومی شدیدتر شدهاند. دور از ذهن نيست كه ادامه ى وضعيت موجود آغازگر نزاعهایی باشد که میتوانند علاوه بر دگرگونى چهره ى خاورميانه، کل جوامع بشرى را تهديد و يا به نابودی بکشانند.
🔸تفاوت فاحش و خطرناك شرايط كنونى برخلاف ایدئولوژیهای حاکم در جنگ سرد که حداقل تظاهر میکردند همه ى مردم میتوانند به بهشت موعود آنها قدم بگذارند، اين است كه گروههای امروزی علناً انحصارگرا و یا نژادپرستند و طرفداران آنها بر این باورند که در گذشته بیعدالتیهای عظیمی به آنها روا شده است، كه اين بیعدالتیها خشم و کینه ى امروز آنها را توجیه میکند.
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper